نشریه برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای یک نشریه با داوری بسته، دوسو ناشناس و دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم ساختن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای پایه گذاری شده و دارای درجة علمی _ پژوهشی به شماره 3/18/313176/ مورخ 07/ 12/ 97 از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می باشد.
نشریه مبلغ دو میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ چهار میلیون ریال بابت بخشی از هزینههای پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینهها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود.
این نشریه هم به صورت چاپی و هم به صورت الکترونیکی منتشر میشود.
این نشریه، با انجمن علمی معماری و شهرسازی ایران از تاریخ 1400/11/20 الی 1402/11/20 تفاهم نامه همکاری منعقد نموده است.
چکیده پایداری محلات یکی از مهمترین رویکردهای تحقق توسعه پایدار در مقیاس خرد شهری است و بهعنوان بستری برای ارزیابی کیفیت زندگی، انسجام اجتماعی و کارایی محیط شهری مطرح میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخصهای توسعه پایدار محلهای در محله نظامآباد منطقه ۷ شهرداری تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و در آن چهار شاخص هویت، ایمنی و امنیت، سرزندگی و تعلق مکانی بهعنوان مؤلفههای اجتماعی–فرهنگی توسعه پایدار محلهای مورد سنجش قرار گرفتهاند. دادههای پژوهش پس از گردآوری، با توجه به غیرنرمال بودن توزیع بخش عمدهای از متغیرها، با استفاده از آزمون دوجملهای (Binomial Test) تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که شاخصهای هویت، تعلق مکانی و ایمنی و امنیت در محله نظامآباد در وضعیت پایدار قرار دارند، اما شاخص سرزندگی در وضعیت ناپایدار ارزیابی میشود. با وجود پایداری نسبی برخی مؤلفهها، یافتهها نشان میدهد که محله نظامآباد از منظر کلی، در زمره محلات پایدار قابلقبول قرار نمیگیرد. بنابراین، تقویت مؤلفههای کالبدی، اجتماعی و عملکردی بهویژه در حوزه سرزندگی محله، برای ارتقای سطح پایداری این محدوده ضروری است.
چکیده با تقویت نگرش مشارکت در دوران جدید و خلق نظریههایی همچون: برنامهریزی و شهرسازی مشارکتی توسط اندیشمندانی همچون پتسی هیلی، جین هیلیر، آرنشتاین، هانتینگتون و ...، موضوع حضور مردم در عرصه برنامهریزی و تهیه طرحهای مردم محور بیشازپیش مورد وفاق قرار گرفت. از آنجایی نظریههای بیانشده در خصوص مشارکت در دوره معاصر بیشتر برگرفته از جوامع غربی و با ویژگیهای فرهنگی خاص آنها بوده، محققین در این پژوهش به دنبال تبیین الگویی بهمنظور مشارکتپذیری شهروندان در نظام شهرسازی ایران با نگاهی به نظریههای معاصر میباشند. روش تحقیق در این نوشتار، از نوع ترکیبی بوده و از ابزارهایی همچون مطالعات اسنادی و کتابخانهای، مشاهده میدانی، انجام مصاحبه با 18 نفر از خبرگان امر و همچنین اخذ 405 پرسشنامه از شهروندان استفادهشده است. نهایتاً با بررسی، تدقیق و تحلیل پرسشنامهها و مصاحبههای انجامشده مشخص شد که یکی از مهمترین مؤلفهها در مشارکتپذیر شدن مردم، تفویض قدرت به آنها در تصمیمسازی و تصمیمگیری (نظر 100% مصاحبهشوندگان و 97% پرسششوندگان) و تقویت نقش خودجوش آنها در امور مربوط به اداره شهر (نظر 88% مصاحبهشوندگان و 92% پرسششوندگان) میباشد که در این مسیر همراهی مدیران و ارائه مشوقها میتواند مؤثر باشد. در بخش پایانی نیز الگوی مشارکتپذیری مردم بر مبنای نظام شهرسازی ایران ارائهشده که در آن ارکان مشارکت به دو بخش تصمیمساز و تصمیمگیر و توابع آنها تقسیم و عناصر تقویت و تضعیفکننده آنها نیز ارائهشده است. نهایتاً با پاسخ به سؤالات و بررسی اهداف پژوهش، پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی بهمنظور ادامه سیر این مسیر ارائهشده است.
چکیده این مقاله با هدف درک نقش حرفهایِ برنامهریزان شهری در مواجهه با پیچیدگیها و تعارضهای درون فرآیند و محیط برنامهریزی کلانشهر تهران نگاشته شده است. خودآگاهی حرفهای برنامهریزان شهری از نقش خود، یکی از مؤلفههای کلیدی در درک، تبیین و اجرای مؤثر وظایف برنامهریزی شهری محسوب میشود و متأثر از مجموعهای از عوامل فردی، سازمانی، نهادی، سیاسی و گفتمانی است و در شکلگیری سبک عمل برنامهریزان در مواجهه با پیچیدگیهای شهری نقش موثری دارد. پرسش اصلی این پژوهش این است که برنامهریزان شهری کلانشهر تهران چگونه نقش حرفهای خویش را در مواجهه با پیچیدگیها و تعارضهای درون فرآیند و محیط برنامهریزی درک میکنند؟ در این راستا با توجه به پرسش و هدف این پژوهش، روش نظریه مبنایی برساختگرایانه (CGT) به منظور تمرکز بر برساختهای ذهنی برنامهریزان از منظر اِمیک یا نگاه دروننگر بهکار گرفته شده است. پس از بازبینی سیستماتیک متون و انجام مصاحبههای نیمه-ساختار یافته با 18 برنامهریز دارای سابقه برنامهریزی در محیط برنامهریزی کلانشهر تهران، مراحل کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری (مشتمل بر 225 کد اولیه و 33 طیف مفهومی) این فرایند پیموده شده تا انگاشتپردازی نهایی بر مبنای مقوله مرکزی انجام گیرد. یافتهها حاکی از آن است که"خودآگاهیِ حرفهای برنامهریزان در میدان نقشها" به عنوان انگاشت شکلدهنده رفتار نهادیِ برنامه-ریزان است که در درک جغرافیای کنشگری برنامهریزان کلانشهر تهران نقش مهمی را ایفا میکند.
محمدرضا ضیاءآبادی، جواد یوسف زاده، علی اکبر سالاری پور
چکیده تحلیل نقش هوش مصنوعی شهری در مدیریت بیماریهای همهگیر، بهویژه کووید-۱۹، از حوزههای نوپای برنامهریزی شهری هوشمند محسوب میشود. این مطالعه با هدف تبیین سطح بلوغ و ظرفیت بهکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی شهری در ایران، در دو فاز انجام شد: نخست، مرور نظاممند ۳۳۶ مقاله نمایهشده در پایگاه ساینسدایرکت (2020–2025) با رویکرد پریزما و تحلیل کتابسنجی با نرمافزار VOSviewer؛ دوم، تحلیل موردی اقدامات شهر تهران به روش تحلیل کیفی در سه محور «پیشبینی»، «تشخیص و درمان» و «کنترل انتشار»، با استفاده از دادههای پژوهشی، اسناد رسمی و شواهد تجربی نتایج نشان داد که ایران از نظر زیرساخت دادهای در سطح بالایی قرار دارد، اما بهرهگیری از مدلهای یادگیری ماشینی و الگوریتمهای هوشمند در سطح متوسط است و ظرفیت فناورانه موجود هنوز به «حکمروایی دادهبنیاد شناختی» نرسیده است. بررسی اقدامات تهران در دوران کووید-۱۹ نشان داد که بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در تشخیص مبتنی بر داده و کنترل انتشار با ابزارهای نظارت دیجیتال و آموزش آنلاین بوده و توان پیشبینی بلادرنگ هنوز محدود است. این یافتهها شکاف میان زیرساختهای فناورانه و بهرهبرداری عملی از آنها را آشکار میکنند و میتوانند مبنای توسعه سامانههای پیشبینی و مدلهای دوقلوی دیجیتال سلامت شهری قرار گیرند.
جعفر سعیدی، سید اسکندر صیدایی، فرهاد فرهادی، فاطمه بیگی هرچگانی
چکیده حکمرانی خوب شهری در پارادایم شهر هوشمند، تحولی بنیادین در نگرش به مدیریت شهری با محوریت شهروند، مشارکت و پایداری محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و سطحبندی مؤلفههای حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد شهر هوشمند در شهرکرد انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است که با بهرهگیری از یک روششناسی ترکیبی (کمّی و کیفی) انجام شده است. جامعه آماری را متخصصان دانشگاهی و اجرایی دارای سابقه علمی یا تجربی کافی در حوزه حکمرانی شهری و شهر هوشمند و نیز آشنایی مؤثر با محدوده شهرکرد تشکیل دادند. با بهکارگیری روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک زنجیرهای، مشارکتکنندگان از میان صاحبنظران شناسایی و انتخاب شدند. فرآیند نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت ۲۶ خبره در پژوهش مشارکت نمودند. یافتههای پژوهش نشان داد که از طریق تحلیل اسنادی و اجماع خبرگان، ۲۲ مؤلفه کلیدی حکمرانی خوب شهری در چارچوب شهر هوشمند شناسایی و تأیید نهایی شد. با بهکارگیری روش مدلسازی ساختاری-تفسیری، این مؤلفهها در یک ساختار سلسلهمراتبی ۱۱ سطحی سازماندهی شدند. در این ساختار، مؤلفه «حکمرانی هوشمند و دادهمحور» در پایه هرم بهعنوان بنیادیترین محرک سیستم و چهار مؤلفه «مشارکت الکترونیک»، «ظرفیتسازی دیجیتال»، «چابکی سازمانی» و «سیاستگذاری مبتنی بر شواهد» در قله هرم بهعنوان وابستهترین اهداف غایی شناسایی شدند. در این رابطه، تحقق موفقیتآمیز شهر هوشمند در شهرهایی نظیر شهرکرد، مستلزم اتخاذ رویکردی نظاممند و حکمرانیمحور است.
چکیده با افزایش جمعیت سالمندان در شهرها، توجه به کیفیت تجربه فضایی آنها در محیط های شهری به یکی از ضرورت های مهم در برنامه ریزی و طراحی شهری تبدیل شده است. پارکها از جمله فضاهای باز شهری هستند که سالمندان برای گذران اوقات فراغت و پیادهروی بسیار به آنجا مراجعه میکنند. مقاله حاضر بر آن است تا پس از شناسایی نیازهای سالمندان در استفاده از فضاهای شهری از جمله پارکها، از روش مطالعات اسنادی و با روش پیمایشی و تهیه 350 پرسشنامه و با استفاده از آزمون تی از استفادهکنندگان پارک مردم همدان، مؤلفههای محیطی درخوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان را مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. در این مطالعه دو عامل عینی شامل عوامل عملکردی، زیستمحیطی و دسترسی و عامل ذهنی، شامل عوامل ادراکی، هویت اجتماعی، خاطرات جمعی، حس امنیت و دلبستگی به مکان در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان شناسایی شد. بر ایناساس سالمندان در بین شاخصههای عوامل عینی وجود تجهیزات شهری، عوامل طبیعی و استفاده از سطوح شیبدار بجای پله و در بین شاخصههای عوامل ذهنی، وجود فضایی برای برقراری تعاملات اجتماعی، رؤیتپذیر بودن فضا، وجود فضاهای جمعی و فعالیتهای گوناگون در فضا را در استفاده از پارکهای شهری مؤثر میدانند.
چکیده راهآهن به عنوان یکی از زیرساختهای اصلی شهرها باعث تحولات گستردهای در حوزه حملونقل شده است. در کنار همه مزایای آن (اقتصادی، زیست محیطی، ایمنی)، حملونقل ریلی در برخی شهرها، دو پاره شدن و گسست فضایی بافتهای شهری را موجب شده است. به دنبال آن، عبور مسیرهای ریلی از میان بافتهای شهری؛ کاهش قیمت زمین، بوجود آمدن فضاهای ناامن، کاهش دسترسی فضایی و مسائل زیستمحیطی را به دنبال دارد. منطقه 16 شهر تهران به عنوان میزبان مسیرریلی تهران- مشهد، مصداقی از چالش مذکور است. لذا سؤال اصلی مقاله بررسی تعارضات فضایی همجواری مسیر ریلی با بافت شهری بوده و درصدد تبیین رهیافت همزیستی آنهاست. پاسخ به سؤال پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی است. اطلاعات و دادههای مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانهای، پیمایش میدانی و مصاحبه با کنشگران جمعآوری شده است. بازخوانی قوانین و مقررات، تجربههای جهانی و تشخیص چالشها در محدوده مطالعه، چارچوب پژوهش را بهسوی رهیافت همزیستی و تعامل شهر و ریل رهنمون میسازد. نتایج نشان میدهد در مواجهه با مسائل ناشی از همجواری شهر و ریل، دیدگاههای رادیکال و واقعگرایانه وجود دارند که همزیستی و همجواری و کنش مثبت و متقابل شهر و ریل تا برخورد منفعل برای اخراج یا دفن مسیر از بافتهای شهری را شامل میشود. رهیافت واقعبینانه همزیستی شهر و ریل با تعدیل تعارضات کارکرد مسیر ریلی در بافتهای شهری، همپیوندی شهر و ریل را محقق میسازد. در انتها برخی الزامات همزیستی شهر و ریل برای ساماندهی و کاهش معضلات همجواری مسیر ریلی در محدوده مطالعه تشریح میشوند.
چکیده بودجهریزی عملیاتی در شهرداریها یکی از ابزارهای کلیدی برای ارتقای کارایی، شفافیت و پاسخگویی نظام مالی شهری است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بودجهریزی عملیاتی در شهرداری تبریز، از رویکرد ترکیبی نظریه دادهبنیاد و پویاییشناسی سیستمها بهره گرفته است. در بخش کیفی، دادههای گردآوریشده از سه منبع پیشینه پژوهش، قوانین و گزارشهای کارشناسی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در محیط نرمافزار Maxqda2020 تحلیل و مؤلفههای سیستم شناسایی شد. براساس یافتهها، سه زیرسیستم اصلی شامل منابع بودجه، مصارف بودجه و زیرسیستم ارزیابی عملکرد شناسایی گردید. در ادامه با استفاده از رویکرد تفکر سیستمی و نمودار CLD روابط علّی بین متغیرهای هر زیرسیستم ترسیم و تحلیل شد. به منظور تدوین الگوی پویای بودجهریزی عملیاتی، الگوی نهایی در قالب یک مدل حالت–جریان (Stock–Flow) تدوین گردید که پویاییهای میان منابع درآمدی، هزینهها و شاخصهای عملکرد را بهصورت ساختاری نشان میدهد. سپس با استفاده از ساختار روابط علی–معلولی استخراجشده، فرمول تخصیص بودجه مبتنی بر عملکرد، طراحی گردید. این فرمول با ترکیب وزندهی چندمعیاره (شاخصهای کارایی، اثربخشی، شفافیت، و اولویتهای توسعه شهری) امکان تخصیص بهینه و عادلانه منابع را فراهم میکند. الگوی طراحیشده قابلیت تعمیم به شهرداریهای کشور را دارد. نتایج شبیهسازی نشان داد که تغییر اجزای شاخص عملکرد تاثیر زیادی بر نحوه توزیع و تخصیص بودجه بین فعالیتهای و پروژههای شهرداری دارد. از همینرو توصیه میشود به منظور افزایش بهرهوری و کاهش اتلاف منابع بودجه، تخصیص براساس عملکرد صورت گیرد.
چکیده باغچههای اشتراکی محلهای قابلیت بالایی برای تقویت تابآوری اقتصادی - فرهنگی جوامع مهاجر و میزبان دارند. این پژوهش با رویکرد تطبیقی، کارکردهای این فضاها را در دو بستر متفاوت فهادان یزد (الگوی غیررسمی) و CERES ملبورن (الگوی رسمی - نهادی) بررسی کرده است. مطالعه با روش ترکیبی (کمی و کیفی) و مشارکت ۱۰۱ کاربر (۵۴ یزد، ۴۷ ملبورن) انجام و دادهها با پرسشنامه استاندارد (لیکرت و WHO-5) و تحلیل تماتیک گردآوری شد. میانگین تابآوری در هر دو سایت بالابود (۴۸/۴ یزد، ۴۶/۴ ملبورن)، اما تفاوتها معنادار بود: در یزد، «دسترسی به غذای سنتی» و در ملبورن، «مشارکت باوجود موانع» و «رفاه روانی» برجستهتر بودند. تحلیل کیفی چهارتم اصلی را نشان داد: بقای اقتصادی (۴۲٪ در یزد)، حفظ هویت سنتی (۳۱٪ در یزد)، یادگیری پایداری و ادغام بین فرهنگی (۳۸٪ در ملبورن) و کاهش انزوا (۲۹٪ در هر دو سایت). رفاه روانی قویترین پیشبین تابآوری بود (=β 58/0، < p 001/0). نتایج بر ضرورت بومیسازی مدلهای رسمی باغچههای اشتراکی در ایران با تأکید بر زمینههای اقلیمی و فرهنگی تأکید دارد. نتایج پژوهش میتواند در تدوین سیاستهای بازآفرینی شهری مبتنی بر مشارکت اجتماعی و تقویت اقتصاد محلی در بافتهای تاریخی و مهاجرپذیر ایران به کار گرفته شود.
چکیده در عصری که توسعه شهری بهسوی رویکردهای انسانمحور حرکت میکند، بازآفرینی فضاهای عمومی نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهری یافته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی-فرهنگی پروژه «مسیر سرزندگی» در منطقه ۲ تهران از دیدگاه ذینفعان انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق، تلفیقی از نظریههای سرمایه اجتماعی و حس مکان است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) و با بهرهگیری از مصاحبههای نیمهساختاریافته، گروههای متمرکز و پرسشنامه محققساخته (۲۰۰ نفر) صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد که پروژه در ایجاد هویت متمایز (25/4)، پویایی و سرزندگی (19/4)، خوانایی فضا (08/4) و تقویت تعاملات بیننسلی (00/4) موفق بوده است. همچنین حس تعلق مکانی (08/4) و خاطره جمعی (79/3) تا حدودی تقویت شدهاند. بااینحال، شکاف ادراکی معناداری میان گروههای ذینفع در زمینه امنیت شبانه و توزیع عادلانه امکانات (25/3) وجود دارد. تحلیل کیفی نیز مؤید شکلگیری تعاملات همسایگی و بهبود امنیت شبانه، اما همزمان احساس بیگانگی در ساکنان قدیم است. این تجربه میتواند الگویی عملیاتی برای ارزیابی مشارکتی تأثیرات اجتماعی-فرهنگی در پروژههای بازآفرینی شهری ایران ارائه دهد.
چکیده شادی شهری از شاخصهای کلیدی کیفیت زندگی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی اثرگذاری مولفههای طراحی شهری موثر بر شادی ساکنان، دو محله ناهمگون شهر قم؛ باجک دوم (بافت شکل گرفته تدریجی) و پردیسان ( بافت برنامه ریزی شده) را مورد بررسی قرار می دهد. روش تحقیق از نوع پیمایشی-تحلیلی است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، با حجم نمونه 400 نفر در هر محله گردآوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون جندمتغیره در نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج نشان داد که الگوی اثرگذاری مولفه ها بر شادی در دو محله به طور معناداری متفاوت میباشد. در باجک دوم، نتایج رگرسیون بالاترین وزن را به ادراک محیطی و زیباییشناسی اختصاص داد. تحلیل عاملی نیز نشان داد که ساکنان این بافت، مولفه ها را در یک ساختار ذهنی یکپارچه (6 عامل) با محوریت سرمایه اجتماعی و کارکرد کالبدی درک میکنند. در پردیسان، بالاترین وزن تبیین کنندگی به مولفه های کیفیت فضای سبز و قابلیت پیاده روی اختصاص یافت. تحلیل عاملیِ این بافت، یک ساختار ذهنی متفرق (10 عامل) با محوریت امنیت و جبران نیازهای پایه کالبدی را آشکار کرد. این تفاوتها ناشی از این است که ساکنانِ این محله، به دنبال جبران خلاهای کالبدی هستند، در حالی که در باجک، اولویت، حفظ مزیت های بصری و ارتقاء کیفی محیط های موجود است. نتیجه گیری نهایی تایید می کند که سیاست های طراحی شهری باید براساس الگوی نیاز محله ای هدف گذاری شوند