تجزیهوتحلیل وضعیت شاخصهای توسعه پایدار محلهای (موردمطالعه: محله نظامآباد تهران)
صفحه 1-22
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91385.1775
مجید فرجی، غلامرضا کاظمیان شیروان، احمد عابدینی
چکیده پایداری محلات یکی از مهمترین رویکردهای تحقق توسعه پایدار در مقیاس خرد شهری است و بهعنوان بستری برای ارزیابی کیفیت زندگی، انسجام اجتماعی و کارایی محیط شهری مطرح میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخصهای توسعه پایدار محلهای در محله نظامآباد منطقه ۷ شهرداری تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی– تحلیلی بوده و در آن چهار شاخص هویت، ایمنی و امنیت، سرزندگی و تعلق مکانی بهعنوان مؤلفههای اجتماعی– فرهنگی توسعه پایدار محلهای موردسنجش قرارگرفتهاند. دادههای پژوهش پس از گردآوری، با توجه به غیر نرمال بودن توزیع بخش عمدهای از متغیرها، با استفاده از آزمون دوجملهای (Binomial Test) تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که شاخصهای هویت، تعلق مکانی و ایمنی و امنیت در محله نظامآباد در وضعیت پایدار قرار دارند، اما شاخص سرزندگی در وضعیت ناپایدار ارزیابی میشود. با وجود پایداری نسبی برخی مؤلفهها، یافتهها نشان میدهد که محله نظامآباد از منظر کلی، در زمره محلات پایدار قابلقبول قرار نمیگیرد. بنابراین، تقویت مؤلفههای کالبدی، اجتماعی و عملکردی بهویژه در حوزه سرزندگی محله، برای ارتقای سطح پایداری این محدوده ضروری است.
ما و آنان؛ کشف تعارضها در میان انگارههای بیخانمانان و مدیران شهری در شهر تهران
صفحه 23-60
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.21433
حسین خدائیان، ناصر برکپور
چکیده این پژوهش با هدف واکاوی شکاف ادراکی میان مدیران شهری و افراد بیخانمان در مواجهه با پدیده بیخانمانی در شهر تهران انجامشده است. مطالعه با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش روایتپژوهی صورت گرفته و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق با مدیران شهری و افراد بیخانمان، مشاهده میدانی و اسناد، گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدهاند. یافتهها حاکی از وجود شکافی بنیادین در فهم و صورتبندی مسئله است؛ بهگونهای که مدیران شهری غالباً بیخانمانی را معضلی امنیتی و مرتبط با نظم شهری تلقی کرده و بر راهبردهای کنترلی، ساماندهی و پاکسازی محیط شهری تأکید دارند، درحالیکه افراد بیخانمان این وضعیت را پیامد طرد ساختاری، فقر نظاممند و نقض حقوق شهروندی خود میدانند. آنان خواستار به رسمیت شناخته شدن شأن انسانی و جایگاه شهروندی خویش، فراتر از دریافت خدمات حمایتی صرف هستند. این تقابل ادراکی، تبیینکننده ناکارآمدی سیاستهای صرفاً امنیت محور و بازتولید چرخه بیخانمانی است. بر این اساس، پژوهش نتیجه میگیرد که برونرفت از وضعیت موجود مستلزم گذار پارادایمی از رویکردهای قهری و انتظامی به سیاستهای انسانمحور، توانمندساز و مبتنی بر عدالت اجتماعی است؛ رویکردی که با شنیدن صدای فرودستان و بازتعریف مسئله بر پایه تجربه زیسته آنان آغاز میشود.
خودآگاهی حرفهای برنامهریزان شهری در میدان بازی نقشها (مورد پژوهی: محیط برنامهریزی کلانشهر تهران)
صفحه 61-96
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90154.1753
پویا جودی گل لر، کسری آشوری
چکیده این مقاله با هدف درک نقش حرفهایِ برنامهریزان شهری در مواجهه با پیچیدگیها و تعارضهای درون فرآیند و محیط برنامهریزی کلانشهر تهران نگاشته شده است. خودآگاهی حرفهای برنامهریزان شهری از نقش خود، یکی از مؤلفههای کلیدی در درک، تبیین و اجرای مؤثر وظایف برنامهریزی شهری محسوب میشود و متأثر از مجموعهای از عوامل فردی، سازمانی، نهادی، سیاسی و گفتمانی است و در شکلگیری سبک عمل برنامهریزان در مواجهه با پیچیدگیهای شهری نقش مؤثری دارد. پرسش اصلی این پژوهش این است که برنامهریزان شهری کلانشهر تهران چگونه نقش حرفهای خویش را در مواجهه با پیچیدگیها و تعارضهای درون فرآیند و محیط برنامهریزی درک میکنند؟ در این راستا با توجه به پرسش و هدف این پژوهش، روش نظریه مبنایی برساختگرایانه (CGT) بهمنظور تمرکز بر برساختهای ذهنی برنامهریزان از منظر اِمیک یا نگاه دروننگر به کار گرفتهشده است. پس از بازبینی سیستماتیک متون و انجام مصاحبههای نیمه-ساختار یافته با 18 برنامهریز دارای سابقه برنامهریزی در محیط برنامهریزی کلانشهر تهران، مراحل کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری (مشتمل بر 225 کد اولیه و 33 طیف مفهومی) این فرایند پیموده شده تا انگاشتپردازی نهایی بر مبنای مقوله مرکزی انجام گیرد. یافتهها حاکی از آن است که"خودآگاهیِ حرفهای برنامهریزان در میدان نقشها" بهعنوان انگاشت شکلدهنده رفتار نهادیِ برنامهریزان است که در درک جغرافیای کنشگری برنامهریزان کلانشهر تهران نقش مهمی را ایفا میکند.
کاربرد هوش شهری در پیشبینی و کنترل بیماریهای همهگیر؛ مرور سیستماتیک بر تجارب تهران در دوران کرونا
صفحه 98-138
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.85304.1700
محمدرضا ضیاءآبادی، جواد یوسف زاده، علی اکبر سالاری پور
چکیده تحلیل نقش هوش مصنوعی شهری در مدیریت بیماریهای همهگیر، بهویژه کووید-۱۹، از حوزههای نوپای برنامهریزی شهری هوشمند محسوب میشود. این مطالعه با هدف تبیین سطح بلوغ و ظرفیت بهکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی شهری در ایران، در دو فاز انجام شد: نخست، مرور نظاممند ۳۳۶ مقاله نمایه شده در پایگاه ساینسدایرکت (2020–2025) با رویکرد پریزما و تحلیل کتابسنجی با نرمافزار VOSviewer؛ دوم، تحلیل موردی اقدامات شهر تهران به روش تحلیل کیفی در سه محور «پیشبینی»، «تشخیص و درمان» و «کنترل انتشار»، با استفاده از دادههای پژوهشی، اسناد رسمی و شواهد تجربی نتایج نشان داد که ایران ازنظر زیرساخت دادهای در سطح بالایی قرار دارد، اما بهرهگیری از مدلهای یادگیری ماشینی و الگوریتمهای هوشمند در سطح متوسط است و ظرفیت فناورانه موجود هنوز به «حکمروایی داده بنیاد شناختی» نرسیده است. بررسی اقدامات تهران در دوران کووید-۱۹ نشان داد که بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در تشخیص مبتنی بر داده و کنترل انتشار با ابزارهای نظارت دیجیتال و آموزش آنلاین بوده و توان پیشبینی بلادرنگ هنوز محدود است. این یافتهها شکاف میان زیرساختهای فناورانه و بهرهبرداری عملی از آنها را آشکار میکنند و میتوانند مبنای توسعه سامانههای پیشبینی و مدلهای دوقلوی دیجیتال سلامت شهری قرار گیرند.
تحلیل ساختاری تفسیری مؤلفههای حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد شهر هوشمند (پژوهش موردی: شهر شهرکرد)
صفحه 139-192
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90657.1760
جعفر سعیدی، سید اسکندر صیدایی، فرهاد فرهادی، فاطمه بیگی هرچگانی
چکیده حکمرانی خوب شهری در پارادایم شهر هوشمند، تحولی بنیادین در نگرش به مدیریت شهری با محوریت شهروند، مشارکت و پایداری محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و سطحبندی مؤلفههای حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد شهر هوشمند در شهرکرد انجام شده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است که با بهرهگیری از یک روششناسی ترکیبی (کمّی و کیفی) انجامشده است. جامعه آماری را متخصصان دانشگاهی و اجرایی دارای سابقه علمی یا تجربی کافی در حوزه حکمرانی شهری و شهر هوشمند و نیز آشنایی مؤثر با محدوده شهرکرد تشکیل دادند. با بهکارگیری روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک زنجیرهای، مشارکتکنندگان از میان صاحبنظران شناسایی و انتخاب شدند. فرآیند نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت ۲۶ خبره در پژوهش مشارکت نمودند. یافتههای پژوهش نشان داد که از طریق تحلیل اسنادی و اجماع خبرگان، ۲۲ مؤلفه کلیدی حکمرانی خوب شهری در چارچوب شهر هوشمند شناسایی و تأیید نهایی شد. با بهکارگیری روش مدلسازی ساختاری-تفسیری، این مؤلفهها در یک ساختار سلسلهمراتبی ۱۱ سطحی سازماندهی شدند. در این ساختار، مؤلفه «حکمرانی هوشمند و داده محور» در پایه هرم بهعنوان بنیادیترین محرک سیستم و چهار مؤلفه «مشارکت الکترونیک»، «ظرفیتسازی دیجیتال»، «چابکی سازمانی» و «سیاستگذاری مبتنی بر شواهد» در قله هرم بهعنوان وابستهترین اهداف غایی شناسایی شدند. در این رابطه، تحقق موفقیتآمیز شهر هوشمند در شهرهایی نظیر شهرکرد، مستلزم اتخاذ رویکردی نظاممند و حکمرانی محور است. فرایند گذار بهسوی شهر هوشمند میبایست بر پایه برنامهریزی راهبردی شکل گیرد؛ بهگونهای که گام نخست به تقویت زیرساختهای نهادی و دادهای اختصاص یابد، سپس زمینههای پیوندی و توانمندساز توسعه یابند و در مرحله نهایی، اجرای پروژههای عملیاتی در حوزههای تخصصی شهر هوشمند میسر گردد.
نقش عوامل محیطی در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان نمونه موردی: پارک مردم همدان
صفحه 193-228
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.84451.1693
شیما اسلام پور، حسن سجادزاده، خلیل میرزایی
چکیده با افزایش جمعیت سالمندان در شهرها، توجه به کیفیت تجربه فضایی آنها در محیطهای شهری به یکی از ضرورتهای مهم در برنامهریزی و طراحی شهری تبدیل شده است. پارکها ازجمله فضاهای باز شهری هستند که سالمندان برای گذران اوقات فراغت و پیادهروی بسیار به آنجا مراجعه میکنند. مقاله حاضر بر آن است تا پس از شناسایی نیازهای سالمندان در استفاده از فضاهای شهری ازجمله پارکها، از روش مطالعات اسنادی و با روش پیمایشی و تهیه 350 پرسشنامه از استفادهکنندگان پارک مردم همدان، مؤلفههای محیطی در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان را موردسنجش و ارزیابی قرار گیرد. در این مطالعه عوامل عینی و ذهنی، در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان شناسایی شد. بر این اساس عواملی مانند: بهسازی مبلمان، نصب تابلوها و علائم خوانا، ایجاد مسیرهای بدون مانع، افزودن عناصر طبیعی، نورپردازی ملایم، افزایش فضاهای تعامل اجتماعی، تقویت احساس تعلق، افزایش رؤیتپذیری فضا، اختصاص برنامههای فرهنگی مناسب سالمندان، ایجاد دستورالعملهای استاندارد طراحی پارکهای سالمند دوست و تشویق مشارکت سالمندان در فرایند طراحی در استفاده از پارکهای شهری توسط سالمندان مؤثر شناخته شد.
