سخن مدیر مسئول
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.21607
غلامرضا لطیفی
چکیده به نام خدا بحران در آموزش شهرسازی در ایران سخن مدیر مسئول از آغاز برنامهریزی شهری در ایران، تاکنون فرایند آموزش شهرسازی با فراز و فرودهایی روبرو بوده است و در سالهای اخیر به دلیل رشد نهاد آموزشی در این امر و محدودیتهای آموزشی، نوعی کلیشههای خشک و ایستای آموزشی در گرتهبرداری و کپیهای ناشیانه و بدون تفکر و تعمق و فاقد نوپردازی و ایده یابی شکلگرفته است و بعضی از رشتهها نیز مدعی تصدیگری آن میباشند که در حال حاضر)1405( یکصد دانشکده به این امر مشغولاند و از سویی دیگر تولید مقالهها و کتابهایی است که از پختگی باالیی برای این روند برخوردار نبوده است. از دیدگاه Freire Paulo ، بسیاری از مشکالت آموزشی ریشه در ساختارهای اجتماعی و شیوههای سنتی آموزش دارند. او در کتاب مشهورش Oppressed the of Pedagogy به نقد نظام آموزشی رایج پرداخت. مهمترین مشکالت آموزشی از نظر فریره عبارتاند از: .1 آموزش بانکی (Education Banking(: فریره معتقد بود که در آموزش سنتی، معلم اطالعات را مانند پول در بانک در ذهن دانشآموز »واریز« میکند و دانشآموز صرفاً دریافتکنندۀ منفعل است. این روش خالقیت، تفکرانتقادیومشارکت را محدودمیکند. ب | فصلنامه علمی پژوهشنامه مددکاری اجتماعی | سال نهم | شماره 36 | بهار1405 .2 نبود گفتوگو و تعامل: در بسیاری از نظامهای آموزشی، ارتباط یکطرفه است؛ معلم سخن میگوید و دانشآموز گوش میدهد. فریره بر گفتوگوی دوسویه و یادگیری مشترک تأکید داشت. .3 سرکوب تفکر انتقادی: آموزش سنتی اغلب دانشآموزان را به حفظ کردن مطالب تشویق میکند، نه به پرسشگری و تحلیل. از نظر فریره، هدف آموزش باید پرورش آگاهی انتقادی باشد. .4 بازتولید نابرابریهای اجتماعی: فریره معتقد بود که نظام آموزشی گاهی بهجای کاهش نابرابریها، آنها را بازتولید میکند و به حفظ روابط قدرت موجود، کمک میکند. .5 بیتوجهی به تجربههای زیستۀیادگیرندگان: اوباورداشت کهآموزش باید ازواقعیتها، نیازهاوتجربههایزندگیدانشآموزان آغاز شود، نهصرفاً ازمحتوایازپیش تعیینشده. .6 فقدان آگاهیبخشی (Conscientization(: به نظر فریره، آموزش باید به افراد کمک کند شرایط اجتماعی و سیاسی خود را درک کنند و برای تغییر آن اقدام نمایند. بسیاری از نظامهای آموزشی این نقش را ایفا نمیکنند. فریره بهجای آموزش بانکی، آموزش مسئلهمحور (Education Posing-Problem(را پیشنهاد میکرد؛ روشی که در آن معلم و متعلم در یک فرایند گفتوگویی و مشارکتی، مسائل واقعی را بررسی میکنند، پرسش میپرسند و به درک عمیقتری از جهان میرسند. بهطور خالصه، از نظر فریره مشکل اصلی آموزش این است که اغلب بهجایپرورش انسانهای آگاه، خالق و منتقد، به انتقال منفعالنۀاطالعات اکتفا میکند. رشد و توسعه شهری در کشور و دگرگونیهای زیستی که به دلیل تغییرات اجتماعی و فرهنگی و نیز تکنولوژیک رخ میدهد و با توجه به ورود هوش مصنوعی )I.A )شیوههای سنتی آموزش دیگر جوابگوی نیازهای این نسل نمیباشد. آموزش شهرسازی در ایران از آغازتاکنون با چالشهای گسترده و زیادی روبرو بوده است و در سالهای اخیر با رشد کمّی دانشکدههای شهری و رشتههای متصف به آن و ضعف حوزههای آموزش، تجدید و بازاندیشی در آن از ضرورتهای اساسی است. سخن مدیرمسئول | ج آموزش شهرسازی در ایران با وجود گسترش رشتههای دانشگاهی و افزایش تعداد دانشجویان، با چالشهای متعددی روبهرو است که بر کیفیت آموزش و توانمندی حرفهای دانش آموختگان تأثیر میگذارد. .1 فاصله میان آموزش نظری و واقعیتهای شهری: یکی از مهمترین مشکالت، غلبه مباحث نظری بر آموزش عملی است. بسیاری از دانشجویان با مفاهیم برنامهریزی شهری، طراحی شهری و مدیریت شهری آشنا میشوند، اما فرصت کافی برای کار میدانی، تحلیل پروژههای واقعی و همکاری با نهادهای شهری ندارند. در نتیجه، هنگام ورود به بازار کار با شکاف مهارتی مواجه میشوند. .2 قدیمی بودن برخی سرفصلهای آموزشی: تحوالت جدیدی مانند شهر هوشمند، تابآوری شهری، تغییرات اقلیمی، حکمرانی دیجیتال، دادههای مکانی و تحلیل کالندادهها در شهرسازی جهان اهمیت زیادی یافتهاند، اما در برخی برنامههای آموزشی ایران هنوز جایگاه پررنگی ندارند. این موضوع باعث فاصله گرفتن آموزش از نیازهای روز شهرها میشود. .3 ضعف ارتباط دانشگاه با مدیریت شهری: ارتباط میان دانشگاهها، شهرداریها و دستگاههای اجرایی محدود است. بسیاری از پایاننامهها و پژوهشهای دانشگاهی به مسائل واقعی شهرها متصل نمیشوند و نتایج آنها کمتر در تصمیمگیریهای شهری مورد استفاده قرار میگیرد. .4 کمبود آموزشهای میانرشتهای: شهرسازی ماهیتی میانرشتهای دارد و به دانش اقتصاد، جامعهشناسی، محیطزیست، حملونقل، حقوق شهری و فناوری اطالعات نیازمند است. بااینحال، در برخی برنامههای آموزشی تأکید کافی بر این پیوندهای میانرشتهای وجود ندارد و دانشجویان دید جامع نسبت به مسائل شهری پیدا نمیکنند. .5 محدودیت در آموزش فناوریهای نوین: استفاده از نرمافزارهای پیشرفته GIS ، مدلسازی سهبعدی شهری، شبیهسازی سناریوهای توسعه و فناوریهای واقعیت مجازی،هنوز در بسیاری از مراکز آموزشی بهاندازه کافی رایج نیست. درحالیکه پژوهشها نشان میدهد فناوریهای نوین آموزشی میتوانند کیفیت یادگیری و تصمیمگیری فضایی را بهبود بخشند. د | فصلنامه علمی پژوهشنامه مددکاری اجتماعی | سال نهم | شماره 36 | بهار1405 .6 افزایش تعداد دانش آموختگان و محدودیت بازار کار:در سالهای اخیر ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته شهرسازی افزایشیافته است، اما بازار کار متناسب با آن رشد نکرده است. این مسئله موجب رقابت شدید میان دانش آموختگان و کاهش فرصتهای شغلی تخصصی شده است. .۷ توجه ناکافی به مسائل بومی شهرهای ایران: بسیاری از الگوهای آموزشی از تجربیات کشورهای دیگر اقتباس شدهاند، درحالیکه شهرهای ایران با چالشهای خاصی مانند: رشد نامتوازن شهری، ساختوسازهای غیرمجاز، فرسودگی بافتهای تاریخی، کمبود منابع آب و مسائل زیستمحیطی روبهرو هستند. آموزش شهرسازی باید بیشتر بر حل این مسائل بومی متمرکز شود. .۸ کمبود مهارتهای حرفهای و مدیریتی:دانش آموختگان شهرسازی عالوه بر دانش فنی، به مهارتهایی مانند: مذاکره، مشارکت مردمی، مدیریت پروژه، نگارش گزارشهای تخصصی و کار گروهی نیز نیاز دارند. این مهارتها در بسیاری از دورههای آموزشی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. راهکارهای پیشنهادی • بازنگریوبهروزرسانی سرفصلهای درسی. • تقویت کارگاههایعملیوپروژههای میدانی. • توسعههمکاریدانشگاهها با شهرداریهاو سازمانهایمرتبط. • گسترش آموزش فناوریهاینوین وتحلیل دادههایشهری. • افزایشرویکردمیانرشتهایدربرنامههایآموزشی. • توجهبیشتربهمسائل بومی و منطقهای شهرهای ایران. • تقویت مهارتهایحرفهای، مدیریتیوارتباطیدانشجویان.
تبیین عوامل تأثیرگذار بر تمایلِ خرید و سکونت در مسکن لوکس در محله قدوسی شهر شیراز
صفحه 1-44
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.84052.1689
نجما اسمعیل پور، مهسا دهقانیان
چکیده علیرغم وجود پژوهشهایی در مورد ماهیت رفتار خریداران کالاهای لوکس، تاکنون کمتر پژوهشی بهطور خاص در حوزه چرایی خرید و گرایش به سکونت در مسکن لوکس در ایران صورت گرفته، لذا پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل تأثیرگذار بر تمایل خرید و سکونت در مسکن لوکس از منظر کاربران، اعم از استفادهکنندگان، سرمایهگذاران و معاملهگران، در محلات قدوسی غربی و شرقی شهر شیراز که محل سکونت اقشار مرفه و ممتاز محسوب میشود، انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی و علی است و از نرمافزار مکسکیودا برای تحلیل دادهها استفاده شده است. بر اساس یافتهها ۱۰ دسته عوامل اصلی و ۵۲ عامل خرد مؤثر بر خرید و سکونت در مسکن لوکس شناسایی شد که شامل عوامل کالبدی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، عوامل محیطی، ارزشهای بهتر و متفاوت مسکن لوکس نسبت به مسکن معمولی، نگرش مصرفکننده به این نوع مسکن و انگیزه خریدار در استفاده از آن، قصد تجربه مصرف مسکن لوکس و نهایتاً شیوههای آگاهی از خرید مسکن لوکس به ترتیب پراهمیتترین تا کماهمیتترین عوامل در محلات قدوسی شرقی و غربی شهر شیراز هستند. بعلاوه بر اساس توزیع فراوانی عناصر مؤثر در تعریف مسکن لوکس، تعریف این نوع مسکن ارائه شده است.
ارزیابی تأثیر سیاستهای باز آفرینی شهری بر تنوع و سازگاری کاربری اراضی شهری در محلات مرکزی شهر تبریز
صفحه 45-84
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91146.1767
فیروز جعفری، اکبر حمیدی، نسرین زارعی
چکیده تنوع و سازگاری کاربری اراضی از مقولههای عمده برای ارتقای توسعه پایدار و کیفیت زندگی در محلات مرکزی شهری محسوب میشوند. بااینوجود، هنوز در مطالعات شهری تأثیرپذیری چند سویه آنها از سیاستهای دگردیسی بافتهای ناکارآمد بهویژه طرحهای بازآفرینی چندان اولویت نیافته است. در این راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی جامع تأثیر سیاستهای بازآفرینی شهری بر تنوع و سازگاری کاربری اراضی شهری در محلات مرکزی شهر تبریز در دورههای زمانی پیش و پس از مداخله پرداخته است. دادههای بهکاررفته عمدتاً از نوع ثانویه و عینی بوده که شامل شیپ فایل کاربری اراضی و دادههای بلوک آماری میباشد. همچنین، برای پردازش دادهها نیز از شاخص ضریب آنتروپی، ماتریس سازگاری و ابزارهای آنالیز فضایی نرمافزار GIS استفاده گردیده است. نتایج نشان میدهد که سیاستهای بازآفرینی از منظر کاربری ترکیبی زمین، شکوفاترین محلههای بخش مرکزی مانند گجیل، قرهباغ و بخشهایی از بازار را به مناطق پژمرده و یکنواخت تبدیل کرده که از فقدان تنوع و سرزندگی رنج میبرند. در نتیجه، اگرچه اقدامات بازآفرینی شهری در محلات مرکزی شهر تبریز موجب ایجاد سازگاری نسبی شده ولی به متنوع سازی مطلوب فعالیتها و الگوی توسعه ترکیبی، منتهی نشده است. بنابراین، عملکرد سیاست بازآفرینی شهری برای مدیریت صحیح کاربری اراضی و توسعه یکپارچه محیط مصنوع محلات مرکزی نیاز به تقویت دارد.
تبیین مدل ساختاری تفسیری جهت کاربست شهرسازی بایوفیلیک در اقلیم گرم و خشک
صفحه 85-122
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.84751.1695
عباس کلانتری سرچشمه، نشاط توکلی، درسا فتوحی اردکانی، رضا اکبری
چکیده شهرها با تنشهای بسیاری ازجمله تغییرات آبوهوایی، همراه با تأثیر جزیره گرمایی و آلودگیهای اقلیمی، بحرانهای سلامت و دیگر معضلات شهری مواجه هستند که این امر ضرورت توجه به رویکردهای پایدار را نشان میدهد. رویکرد بایوفیلیک بهعنوان یکی از رهیافتهای پایداری بهسرعت درحالتوسعه است و از منافع انسانها در کنار حفظ منابع طبیعی و زیستی محافظت میکند. این رویکرد شامل مباحث مرتبط با سبزینگی، حکمروایی، زیرساختها، طراحی شهری و رفتارها و سبک زندگی میشود. از سوی دیگر شهر یزد بهعنوان یک شهر واقع در منطقه گرم و خشک، از نمونه شهرهای پایدار محسوب میشد اما بافت جدید شهر از این رویکرد الگو نگرفته است و با معضلات آسایش اقلیمی و انرژی مواجه است؛ بنابراین این رویکرد برای حل معضلات شهر یزد میتواند مؤثر واقع شود. هدف پژوهش حاضر انطباق شاخصهای شهرسازی بایوفیلیک با اصول شهرسازی در اقلیم گرم و خشک و در نهایت تبیین مدل ساختاری تفسیری ایجاد بستری جهت کاربست آن در شهر یزد است. در این پژوهش ابتدا شاخصهای بایوفیلیک و شاخصهای شهرسازی در اقلیم گرم و خشک با مطالعات اسنادی استخراج گردیده است. سپس با تلفیق و ترکیب شاخصهای مذکور، شاخصهای نهایی شهرسازی بایوفیلیک در اقلیم گرم و خشک تعیین گردیده است. در ادامه با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و تکمیل ماتریس اولیه توسط ۱۵ نفر متخصص این حوزه، به تعیین روابط بین ابعاد و شاخصها پرداخته شد. نتایج حاصل نشان میدهد که حکمروایی بایوفیلیک و رفتار و سبک زندگی بایوفیلیک، بیشترین اثرگذاری را بر سایر شاخصها دارد؛ پس میتواند منشأ اکثر شاخصها در سایر ابعاد باشد و با ایجاد تغییر در دیگر ابعاد شهر میتوان اثربخشی بیشتری در زمینه بایوفیلیک شهر یزد قابل دستیافت.
تأثیر گفتمانهای حاکم بر سیاستهای توسعه شهری: واکاوی اسناد برنامه توسعه کشور (1327-1407)
صفحه 123-156
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.88284.1733
فرشاد نوریان، حنانه میروکیل
چکیده برنامهریزی شهری، بهمثابه یک کنش سیاسی-فضایی، عرصهای پیچیده از نزاعهای گفتمانی، تلاقی قدرت و فضا، و بازتابدهنده ایدئولوژیهای حاکم بر ساختار سیاسی-اقتصادی هر دوره است. این پژوهش با هدف واکاوی عمیق تعاملات میان برنامههای توسعه کشور، جریانات اقتصاد سیاسی و پارادایمهای جهانی برنامهریزی شهری، با بهرهگیری از روش تحلیل گفتمان مبتنی بر نظریه لاکلاو و موف به تحلیل دوازده برنامه توسعه کشور (از سال ۱۳۲۷ تا سال ۱۴۰7) میپردازد. پرسشهای هدایتگر پژوهش عبارتاند از:
(۱) سیاستهای توسعه شهری در برنامههای توسعه کشور چگونه با گفتمانهای مسلط سیاسی-اقتصادی زمانه خود همبستهاند؟ (۲) این سیاستها تا چه حد با پارادایمهای جهانی برنامهریزی شهری همسو یا در تقابلند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که برنامهریزی در ایران از گفتمان مدرنیستی آمرانه و توسعه زیرساختی در دوره پیش از انقلاب، به گفتمان عدالتخواهی توزیعی و سپس لیبرالیسم رانتی در دوره پس از انقلاب تغییر جهت داده است. بااینحال، علیرغم تغییر در دالهای مرکزی و واژگان نمادین، یک پیوستگی ساختاری در فرم برنامهریزی مشاهده میشود که همان غلبه عقلانیت ابزاری، تمرکزگرایی دولتی و طرد نظاممند مشارکتهای مردمی است. نتایج حاکی از آن است که سیاستهای شهری، نه بر مبنای نیازهای بومی و عدالت فضایی، بلکه بهعنوان ابزاری برای تثبیت سلطه سیاسی و انطباق صوری با پارادایمهای جهانی مانند برنامهریزی راهبردی و توسعه پایدار عمل کردهاند.
شیوههای تقویت مشارکتپذیری در نظام شهرسازی معاصر در ایران با تأکید بر نظریه-های مشارکتی
صفحه 157-190
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.89066.1741
حسین خانی، محمد تقی پیربابایی
چکیده با تقویت نگرش مشارکت در دوران جدید و خلق نظریههایی همچون: برنامهریزی و شهرسازی مشارکتی توسط اندیشمندانی همچون پتسی هیلی، جین هیلیر، آرنشتاین، هانتینگتون و ...، موضوع حضور مردم در عرصه برنامهریزی و تهیه طرحهای مردم محور بیشازپیش مورد وفاق قرار گرفت.
از آنجایی نظریههای بیانشده در خصوص مشارکت در دوره معاصر بیشتر برگرفته از جوامع غربی و با ویژگیهای فرهنگی خاص آنها بوده، محققین در این پژوهش به دنبال تبیین الگویی بهمنظور مشارکتپذیری شهروندان در نظام شهرسازی ایران با نگاهی به نظریههای معاصر میباشند. روش تحقیق در این نوشتار، از نوع ترکیبی بوده و از ابزارهایی همچون مطالعات اسنادی و کتابخانهای، مشاهده میدانی، انجام مصاحبه با 18 نفر از خبرگان امر و همچنین اخذ 405 پرسشنامه از شهروندان استفادهشده است. نهایتاً با بررسی، تدقیق و تحلیل پرسشنامهها و مصاحبههای انجامشده مشخص شد که یکی از مهمترین مؤلفهها در مشارکتپذیر شدن مردم، تفویض قدرت به آنها در تصمیمسازی و تصمیمگیری (نظر 100% مصاحبهشوندگان و 97% پرسششوندگان) و تقویت نقش خودجوش آنها در امور مربوط به اداره شهر (نظر 88% مصاحبهشوندگان و 92% پرسششوندگان) میباشد که در این مسیر همراهی مدیران و ارائه مشوقها میتواند مؤثر باشد. در بخش پایانی نیز الگوی مشارکتپذیری مردم بر مبنای نظام شهرسازی ایران ارائهشده که در آن ارکان مشارکت به دو بخش تصمیمساز و تصمیمگیر و توابع آنها تقسیم و عناصر تقویت و تضعیفکننده آنها نیز ارائهشده است. نهایتاً با پاسخ به سؤالات و بررسی اهداف پژوهش، پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی بهمنظور ادامه سیر این مسیر ارائهشده است.
شناسایی و اولویت بندی ابعاد و مولفه های عدالت فضایی در مدیریت شهری (مورد مطالعه: کلانشهر تهران)
https://doi.org/10.22054/urdp.2025.85953.1710
هانیه رشیدی، محمود رحیمی، رامین ساعد موچشی
چکیده امروزه،شهروندان انتظار دارند که مدیران شهری بتوانند با رعایت عدالت در انواع مختلف آن،شرایط مناسبی برای زندگی و فعالیت آنها فراهم کنند. یکی از مهمترین انواع عدالت در مدیریت شهری، عدالت فضایی است که البته هنوز در مورد ابعاد تشکیلدهنده مفهوم آن به ویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، شناخت کاملی وجود ندارد. از اینرو، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویتبندی ابعاد و مولفههای عدالت فضایی در کلانشهر تهران است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعهای بوده و در زمره پژوهشهای آمیخته قرار میگیرد.در مرحله کیفی، از روش مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل تم(مضمون) استفاده شد. بدین منظور، با 24 نفر از خبرگان که به صورت هدفمند و با روش گلولهبرفی انتخاب شدند، مصاحبه نیمهساختاریافته انجام پذیرفت. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شاغل در شهرداری تهران بودند و نسبت به اولویتبندی ابعاد و مولفههای عدالت فضایی با تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اقدام شد.مشارکتکنندگان در این مرحله شامل 38 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در شهرداری تهران بودند. براساس یافتهها، برای عدالت فضایی در کلانشهر تهران پنج بعد مادی، ارزشی، معرفتی، ایدئولوژیک و پایداری و 15 مولفه و 88 شاخص شناسایی شد. همچنین براساس یافتههای تکنیک AHP، از بین ابعاد عدالت فضایی کلانشهر تهران، بعد مادی (کالبدی)، بعد شناختی و بعد ایدئولوژیک دارای بالاترین اولویت هستند. نتایج پژوهش نشان داد که عدالت فضایی در کلانشهر تهران دارای مفهومی پیچیده و چندبعدی است که در تدوین سیاستهای کلان مدیریت شهری باید همه ابعاد تشکیلدهنده البته با توجه به درجه اهمیتی که دارند، مورد توجه قرار گیرند.
