تعداد مشاهده مقاله

296,054

تعداد دریافت فایل اصل مقاله

226,954

نسبت مشاهده بر مقاله

1243.92

نسبت دریافت فایل بر مقاله

953.59

تعداد مقالات ارسال شده

821

تعداد مقالات رد شده

415

درصد عدم پذیرش

51

تعداد مقالات پذیرفته شده

220

درصد پذیرش

27

نشریه برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای یک نشریه با داوری بسته، دوسو ناشناس و دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم ساختن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای پایه گذاری شده و دارای درجة علمی ‌_ پژوهشی به شماره 3/18/313176/ مورخ‌ 07/ 12/ 97  از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می­ باشد.

نشریه مبلغ دو میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ چهار میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. 

این نشریه هم به صورت چاپی و هم به صورت الکترونیکی منتشر می‌شود.

این نشریه، با انجمن علمی معماری و شهرسازی ایران از تاریخ 1400/11/20 الی 1402/11/20 تفاهم نامه همکاری منعقد نموده است.

 

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

تجزیه و تحلیل وضعیت شاخص‌های توسعه پایدار محله‌ای (مورد مطالعه: محله نظام آباد تهران)

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91385.1775

احمد عابدینی، مجید فرجی، غلامرضا کاظمیان شیروان

چکیده پایداری محلات یکی از مهم‌ترین رویکردهای تحقق توسعه پایدار در مقیاس خرد شهری است و به‌عنوان بستری برای ارزیابی کیفیت زندگی، انسجام اجتماعی و کارایی محیط شهری مطرح می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص‌های توسعه پایدار محله‌ای در محله نظام‌آباد منطقه ۷ شهرداری تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و در آن چهار شاخص هویت، ایمنی و امنیت، سرزندگی و تعلق مکانی به‌عنوان مؤلفه‌های اجتماعی–فرهنگی توسعه پایدار محله‌ای مورد سنجش قرار گرفته‌اند. داده‌های پژوهش پس از گردآوری، با توجه به غیرنرمال بودن توزیع بخش عمده‌ای از متغیرها، با استفاده از آزمون دوجمله‌ای (Binomial Test) تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که شاخص‌های هویت، تعلق مکانی و ایمنی و امنیت در محله نظام‌آباد در وضعیت پایدار قرار دارند، اما شاخص سرزندگی در وضعیت ناپایدار ارزیابی می‌شود. با وجود پایداری نسبی برخی مؤلفه‌ها، یافته‌ها نشان می‌دهد که محله نظام‌آباد از منظر کلی، در زمره محلات پایدار قابل‌قبول قرار نمی‌گیرد. بنابراین، تقویت مؤلفه‌های کالبدی، اجتماعی و عملکردی به‌ویژه در حوزه سرزندگی محله، برای ارتقای سطح پایداری این محدوده ضروری است.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

ما و آنان؛ کشف تعارض‌ها در میان انگاره‌های بی‌خانمانان و مدیران شهری در شهر تهران

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.21433

حسین خدائیان، ناصر برک‌پور

چکیده با تقویت نگرش مشارکت در دوران جدید و خلق نظریه‌هایی همچون: برنامه‌ریزی و شهرسازی مشارکتی توسط اندیشمندانی همچون پتسی هیلی، جین هیلیر، آرنشتاین، هانتینگتون و ...، موضوع حضور مردم در عرصه برنامه‌ریزی و تهیه طرح‌های مردم محور بیش‌ازپیش مورد وفاق قرار گرفت.
از آنجایی نظریه‌های بیان‌شده در خصوص مشارکت در دوره معاصر بیشتر برگرفته از جوامع غربی و با ویژگی‌های فرهنگی خاص آنها بوده، محققین در این پژوهش به دنبال تبیین الگویی به‌منظور مشارکت‌پذیری شهروندان در نظام شهرسازی ایران با نگاهی به نظریه‌های معاصر می‌باشند. روش تحقیق در این نوشتار، از نوع ترکیبی بوده و از ابزارهایی همچون مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای، مشاهده میدانی، انجام مصاحبه با 18 نفر از خبرگان امر و همچنین اخذ 405 پرسشنامه از شهروندان استفاده‌شده است. نهایتاً با بررسی، تدقیق و تحلیل پرسش‌نامه‌ها و مصاحبه‌های انجام‌شده مشخص شد که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها در مشارکت‌پذیر شدن مردم، تفویض قدرت به آنها در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری (نظر 100% مصاحبه‌شوندگان و 97% پرسش‌شوندگان) و تقویت نقش خودجوش آنها در امور مربوط به اداره شهر (نظر 88% مصاحبه‌شوندگان و 92% پرسش‌شوندگان) می‌باشد که در این مسیر همراهی مدیران و ارائه مشوق‌ها می‌تواند مؤثر باشد. در بخش پایانی نیز الگوی مشارکت‌پذیری مردم بر مبنای نظام شهرسازی ایران ارائه‌شده که در آن ارکان مشارکت به دو بخش تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر و توابع آنها تقسیم و عناصر تقویت و تضعیف‌کننده آنها نیز ارائه‌شده است. نهایتاً با پاسخ به سؤالات و بررسی اهداف پژوهش، پیشنهاد‌های کاربردی و پژوهشی به‌منظور ادامه سیر این مسیر ارائه‌شده است.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

خودآگاهی حرفه‌ای برنامه‌ریزان شهری در میدان بازی نقش‌ها (مورد پژوهی: محیط برنامه‌ریزی کلان‌شهر تهران)

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90154.1753

پویا جودی گل لر، کسری آشوری

چکیده این مقاله با هدف درک نقش حرفه‌ایِ برنامه‌ریزان شهری در مواجهه با پیچیدگی‌ها و تعارض‌های درون فرآیند و محیط برنامه‌ریزی کلان‌شهر تهران نگاشته شده است. خودآگاهی حرفه‌ای برنامه‌ریزان شهری از نقش خود، یکی از مؤلفه‌های کلیدی در درک، تبیین و اجرای مؤثر وظایف برنامه‌ریزی شهری محسوب می‌شود و متأثر از مجموعه‌ای از عوامل فردی، سازمانی، نهادی، سیاسی و گفتمانی است و در شکل‌گیری سبک عمل برنامه‌ریزان در مواجهه با پیچیدگی‌های شهری نقش موثری دارد. پرسش اصلی این پژوهش این است که برنامه‌ریزان شهری کلانشهر تهران چگونه نقش حرفه‌ای خویش را در مواجهه با پیچیدگی‌ها و تعارض‌های درون فرآیند و محیط برنامه‌ریزی درک می‌کنند؟ در این راستا با توجه به پرسش و هدف این پژوهش، روش نظریه مبنایی برساخت‌گرایانه (CGT) به منظور تمرکز بر برساخت‌های ذهنی برنامه‌ریزان از منظر اِمیک یا نگاه درون‌نگر به‌کار گرفته شده است. پس از بازبینی سیستماتیک متون و انجام مصاحبه‌های نیمه-ساختار یافته با 18 برنامه‌ریز دارای سابقه برنامه‌ریزی در محیط برنامه‌ریزی کلانشهر تهران، مراحل کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری (مشتمل بر 225 کد اولیه و 33 طیف مفهومی) این فرایند پیموده شده تا انگاشت‌پردازی نهایی بر مبنای مقوله مرکزی انجام گیرد. یافته‌ها حاکی از آن است که"خودآگاهیِ حرفه‌ای برنامه‌ریزان در میدان نقش‌ها" به عنوان انگاشت شکل‌دهنده رفتار نهادیِ برنامه-ریزان است که در درک جغرافیای کنش‌گری برنامه‌ریزان کلانشهر تهران نقش مهمی را ایفا می‌کند.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

کاربرد هوش شهری در پیش‌بینی و کنترل بیماری‌های همه‌گیر؛ مرور سیستماتیک بر تجارب تهران در دوران کرونا

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.85304.1700

محمدرضا ضیاءآبادی، جواد یوسف زاده، علی اکبر سالاری پور

چکیده تحلیل نقش هوش مصنوعی شهری در مدیریت بیماری‌های همه‌گیر، به‌ویژه کووید-۱۹، از حوزه‌های نوپای برنامه‌ریزی شهری هوشمند محسوب می‌شود. این مطالعه با هدف تبیین سطح بلوغ و ظرفیت به‌کارگیری فناوری‌های هوش مصنوعی شهری در ایران، در دو فاز انجام شد: نخست، مرور نظام‌مند ۳۳۶ مقاله نمایه‌شده در پایگاه ساینس‌دایرکت (2020–2025) با رویکرد پریزما و تحلیل کتاب‌سنجی با نرم‌افزار VOSviewer؛ دوم، تحلیل موردی اقدامات شهر تهران به روش تحلیل کیفی در سه محور «پیش‌بینی»، «تشخیص و درمان» و «کنترل انتشار»، با استفاده از داده‌های پژوهشی، اسناد رسمی و شواهد تجربی نتایج نشان داد که ایران از نظر زیرساخت داده‌ای در سطح بالایی قرار دارد، اما بهره‌گیری از مدل‌های یادگیری ماشینی و الگوریتم‌های هوشمند در سطح متوسط است و ظرفیت فناورانه موجود هنوز به «حکمروایی داده‌بنیاد شناختی» نرسیده است. بررسی اقدامات تهران در دوران کووید-۱۹ نشان داد که بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در تشخیص مبتنی بر داده و کنترل انتشار با ابزارهای نظارت دیجیتال و آموزش آنلاین بوده و توان پیش‌بینی بلادرنگ هنوز محدود است. این یافته‌ها شکاف میان زیرساخت‌های فناورانه و بهره‌برداری عملی از آن‌ها را آشکار می‌کنند و می‌توانند مبنای توسعه سامانه‌های پیش‌بینی و مدل‌های دوقلوی دیجیتال سلامت شهری قرار گیرند.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

تحلیل ساختاری تفسیری مؤلفه‌های حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد شهر هوشمند (پژوهش موردی: شهر شهرکرد)

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90657.1760

جعفر سعیدی، سید اسکندر صیدایی، فرهاد فرهادی، فاطمه بیگی هرچگانی

چکیده حکمرانی خوب شهری در پارادایم شهر هوشمند، تحولی بنیادین در نگرش به مدیریت شهری با محوریت شهروند، مشارکت و پایداری محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی و سطح‌بندی مؤلفه‌های حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد شهر هوشمند در شهرکرد انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است که با بهره‌گیری از یک روش‌شناسی ترکیبی (کمّی و کیفی) انجام شده است. جامعه آماری را متخصصان دانشگاهی و اجرایی دارای سابقه علمی یا تجربی کافی در حوزه حکمرانی شهری و شهر هوشمند و نیز آشنایی مؤثر با محدوده شهرکرد تشکیل دادند. با به‌کارگیری روش نمونه‌گیری هدفمند و تکنیک زنجیره‌ای، مشارکت‌کنندگان از میان صاحب‌نظران شناسایی و انتخاب شدند. فرآیند نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت ۲۶ خبره در پژوهش مشارکت نمودند. یافته‌های پژوهش نشان داد که از طریق تحلیل اسنادی و اجماع خبرگان، ۲۲ مؤلفه کلیدی حکمرانی خوب شهری در چارچوب شهر هوشمند شناسایی و تأیید نهایی شد. با به‌کارگیری روش مدل‌سازی ساختاری-تفسیری، این مؤلفه‌ها در یک ساختار سلسله‌مراتبی ۱۱ سطحی سازماندهی شدند. در این ساختار، مؤلفه «حکمرانی هوشمند و داده‌محور» در پایه هرم به‌عنوان بنیادی‌ترین محرک سیستم و چهار مؤلفه «مشارکت الکترونیک»، «ظرفیت‌سازی دیجیتال»، «چابکی سازمانی» و «سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد» در قله هرم به‌عنوان وابسته‌ترین اهداف غایی شناسایی شدند. در این رابطه، تحقق موفقیت‌آمیز شهر هوشمند در شهرهایی نظیر شهرکرد، مستلزم اتخاذ رویکردی نظام‌مند و حکمرانی‌محور است.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

نقش عوامل محیطی درخوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان نمونه موردی: پارک مردم همدان

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.84451.1693

شیما اسلام پور، حسن سجادزاده، خلیل میرزایی

چکیده با افزایش جمعیت سالمندان در شهرها، توجه به کیفیت تجربه فضایی آنها در محیط های شهری به یکی از ضرورت های مهم در برنامه ریزی و طراحی شهری تبدیل شده است. پارک‌ها از جمله فضاهای باز شهری هستند که سالمندان برای گذران اوقات فراغت و پیاده‌روی بسیار به آنجا مراجعه می‌کنند. مقاله حاضر بر آن است تا پس از شناسایی نیازهای سالمندان در استفاده از فضاهای شهری از جمله پارک‌ها، از روش مطالعات اسنادی و با روش پیمایشی و تهیه 350 پرسشنامه و با استفاده از آزمون تی از استفاده‌کنندگان پارک مردم همدان، مؤلفه‌های محیطی درخوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان را مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. در این مطالعه دو عامل عینی شامل عوامل عملکردی، زیست‌محیطی و دسترسی و عامل ذهنی، شامل عوامل ادراکی، هویت اجتماعی، خاطرات جمعی، حس امنیت و دلبستگی به مکان در خوانش فضاهای شهری از منظر سالمندان شناسایی شد. بر این‌اساس سالمندان در بین شاخصه‌های عوامل عینی وجود تجهیزات شهری، عوامل طبیعی و استفاده از سطوح شیبدار بجای پله و در بین شاخصه‌های عوامل ذهنی، وجود فضایی برای برقراری تعاملات اجتماعی، رؤیت‌پذیر بودن فضا، وجود فضاهای جمعی و فعالیت‌های گوناگون در فضا را در استفاده از پارک‌های شهری مؤثر می‌دانند.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

تعارض فضایی مسیرهای ریلی در بافت های شهری و رهیافت همزیستی شهر و ریل (موردکاوی: حوزه تأثیر مسیرریلی در منطقه ۱۶ تهران)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90646.1761

رضا خیرالدین، مرتضی باقری، جواد کمالی

چکیده راه‌آهن به عنوان یکی از زیرساخت‌های اصلی شهرها باعث تحولات گسترده‌ای در حوزه‌ حمل‌و‌نقل شده است. در کنار همه‌ مزایای آن (اقتصادی، زیست محیطی، ایمنی)، حمل‌ونقل ریلی در برخی شهرها، دو پاره شدن و گسست فضایی بافت‌های شهری را موجب شده است. به دنبال آن، عبور مسیرهای ریلی از میان بافت‌های شهری؛ کاهش قیمت زمین، بوجود آمدن فضاهای ناامن، کاهش دسترسی فضایی و مسائل زیست‌محیطی را به دنبال دارد. منطقه 16 شهر تهران به عنوان میزبان مسیرریلی تهران- مشهد، مصداقی از چالش مذکور است. لذا سؤال اصلی مقاله بررسی تعارضات فضایی همجواری مسیر ریلی با بافت شهری بوده و درصدد تبیین رهیافت همزیستی آنهاست. پاسخ به سؤال پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی است. اطلاعات و داده‌های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای، پیمایش میدانی و مصاحبه با کنشگران جمع‌آوری شده است. بازخوانی قوانین و مقررات، تجربه‌های جهانی و تشخیص چالش‌ها در محدوده مطالعه، چارچوب پژوهش را به‌سوی رهیافت همزیستی و تعامل شهر و ریل رهنمون می‌سازد. نتایج نشان می‌دهد در مواجهه با مسائل ناشی از همجواری شهر و ریل، دیدگاه‌های رادیکال و واقع‌گرایانه‌ وجود دارند که همزیستی و همجواری و کنش مثبت و متقابل شهر و ریل تا برخورد منفعل برای اخراج یا دفن مسیر از بافتهای شهری را شامل می‌شود. رهیافت واقع‌بینانه همزیستی شهر و ریل با تعدیل تعارضات کارکرد مسیر ریلی در بافت‌های شهری، همپیوندی شهر و ریل را محقق می‌سازد. در انتها برخی الزامات همزیستی شهر و ریل برای ساماندهی و کاهش معضلات همجواری مسیر ریلی در محدوده مطالعه تشریح می‌شوند.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

الگوی بودجه‌ریزی عملیاتی شهرداری تبریز (رویکرد ترکیبی نظریه داده‌بنیاد و پویایی سیستم)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91075.1765

فهمیده قربانی، داود بهبودی

چکیده بودجه‌ریزی عملیاتی در شهرداری‌ها یکی از ابزارهای کلیدی برای ارتقای کارایی، شفافیت و پاسخگویی نظام مالی شهری است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بودجه‌ریزی عملیاتی در شهرداری تبریز، از رویکرد ترکیبی نظریه داده‌بنیاد و پویایی‌شناسی سیستم‌ها بهره گرفته است. در بخش کیفی، داده‌های گردآوری‌شده از سه منبع پیشینه پژوهش، قوانین و گزارش‌های کارشناسی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در محیط نرم‌افزار Maxqda2020 تحلیل و مؤلفه‌های سیستم شناسایی شد. براساس یافته‌ها، سه زیرسیستم اصلی شامل منابع بودجه، مصارف بودجه و زیرسیستم ارزیابی عملکرد شناسایی گردید. در ادامه با استفاده از رویکرد تفکر سیستمی و نمودار CLD روابط علّی بین متغیرهای هر زیرسیستم ترسیم و تحلیل شد. به منظور تدوین الگوی پویای بودجه‌ریزی عملیاتی، الگوی نهایی در قالب یک مدل حالت–جریان (Stock–Flow) تدوین گردید که پویایی‌های میان منابع درآمدی، هزینه‌ها و شاخص‌های عملکرد را به‌صورت ساختاری نشان می‌دهد. سپس با استفاده از ساختار روابط علی–معلولی استخراج‌شده، فرمول تخصیص بودجه مبتنی بر عملکرد، طراحی گردید. این فرمول با ترکیب وزن‌دهی چندمعیاره (شاخص‌های کارایی، اثربخشی، شفافیت، و اولویت‌های توسعه شهری) امکان تخصیص بهینه و عادلانه منابع را فراهم می‌کند. الگوی طراحی‌شده قابلیت تعمیم به شهرداری‌های کشور را دارد. نتایج شبیه‌سازی نشان داد که تغییر اجزای شاخص عملکرد تاثیر زیادی بر نحوه توزیع و تخصیص بودجه بین فعالیت‌های و پروژه‌های شهرداری دارد. از همین‌رو توصیه می‌شود به منظور افزایش بهره‌وری و کاهش اتلاف منابع بودجه، تخصیص براساس عملکرد صورت گیرد.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

باغچه‌های اشتراکی محله‌ای و تاب‌آوری فرهنگی - اقتصادی مهاجران: تطبیق یزد و ملبورن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91728.1778

فرزاد محمدی، مهدی زندیه

چکیده باغچه‌های اشتراکی محله‌ای قابلیت بالایی برای تقویت تاب‌آوری اقتصادی - فرهنگی جوامع مهاجر و میزبان دارند. این پژوهش با رویکرد تطبیقی، کارکردهای این فضاها را در دو بستر متفاوت فهادان یزد (الگوی غیررسمی) و CERES ملبورن (الگوی رسمی - نهادی) بررسی کرده است. مطالعه با روش ترکیبی (کمی و کیفی) و مشارکت ۱۰۱ کاربر (۵۴ یزد، ۴۷ ملبورن) انجام و داده‌ها با پرسش‌نامه استاندارد (لیکرت و WHO-5) و تحلیل تماتیک گردآوری شد. میانگین تاب‌آوری در هر دو سایت بالابود (۴۸/۴ یزد، ۴۶/۴ ملبورن)، اما تفاوت‌ها معنادار بود: در یزد، «دسترسی به غذای سنتی» و در ملبورن، «مشارکت باوجود موانع» و «رفاه روانی» برجسته‌تر بودند. تحلیل کیفی چهارتم اصلی را نشان داد: بقای اقتصادی (۴۲٪ در یزد)، حفظ هویت سنتی (۳۱٪ در یزد)، یادگیری پایداری و ادغام بین فرهنگی (۳۸٪ در ملبورن) و کاهش انزوا (۲۹٪ در هر دو سایت). رفاه روانی قوی‌ترین پیش‌بین تاب‌آوری بود (=β 58/0، < p 001/0). نتایج بر ضرورت بومی‌سازی مدل‌های رسمی باغچه‌های اشتراکی در ایران با تأکید بر زمینه‌های اقلیمی و فرهنگی تأکید دارد. نتایج پژوهش می‌تواند در تدوین سیاست‌های بازآفرینی شهری مبتنی بر مشارکت اجتماعی و تقویت اقتصاد محلی در بافت‌های تاریخی و مهاجرپذیر ایران به کار گرفته شود.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

ارزیابی تأثیرات اجتماعی-فرهنگی پروژه بازآفرینی شهری "مسیرسرزندگی" از منظر ذینفعان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.91840.1779

محمدحسین بوچانی، مهدی صالحی، نرمین خیری، مرضیه صمدی فروشانی، آناهیتا زالی‌بیگی

چکیده در عصری که توسعه شهری به‌سوی رویکردهای انسان‌محور حرکت می‌کند، بازآفرینی فضاهای عمومی نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهری یافته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی-فرهنگی پروژه «مسیر سرزندگی» در منطقه ۲ تهران از دیدگاه ذینفعان انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق، تلفیقی از نظریه‌های سرمایه اجتماعی و حس مکان است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) و با بهره‌گیری از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، گروه‌های متمرکز و پرسشنامه محقق‌ساخته (۲۰۰ نفر) صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که پروژه در ایجاد هویت متمایز (25/4)، پویایی و سرزندگی (19/4)، خوانایی فضا (08/4) و تقویت تعاملات بین‌نسلی (00/4) موفق بوده است. همچنین حس تعلق مکانی (08/4) و خاطره جمعی (79/3) تا حدودی تقویت شده‌اند. بااین‌حال، شکاف ادراکی معناداری میان گروه‌های ذینفع در زمینه امنیت شبانه و توزیع عادلانه امکانات (25/3) وجود دارد. تحلیل کیفی نیز مؤید شکل‌گیری تعاملات همسایگی و بهبود امنیت شبانه، اما هم‌زمان احساس بیگانگی در ساکنان قدیم است. این تجربه می‌تواند الگویی عملیاتی برای ارزیابی مشارکتی تأثیرات اجتماعی-فرهنگی در پروژه‌های بازآفرینی شهری ایران ارائه دهد.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

تحلیل تطبیقی وزن مولفه های طراحی شهری موثر بر شادی در دو بافت ناهمگون شهر قم : محله های باجک دوم و پردیسان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.90149.1754

نرجس قائم پناه، مهشید صحی زاده، محمدسعید ایزدی

چکیده شادی شهری از شاخص‌های کلیدی کیفیت زندگی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی اثرگذاری مولفه‌های طراحی شهری موثر بر شادی ساکنان، دو محله ناهمگون شهر قم؛ باجک دوم (بافت شکل گرفته تدریجی) و پردیسان ( بافت برنامه ریزی شده) را مورد بررسی قرار می دهد. روش تحقیق از نوع پیمایشی-تحلیلی است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، با حجم نمونه 400 نفر در هر محله گردآوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون جندمتغیره در نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج نشان داد که الگوی اثرگذاری مولفه ها بر شادی در دو محله به طور معناداری متفاوت می‌باشد. در باجک دوم، نتایج رگرسیون بالاترین وزن را به ادراک محیطی و زیبایی‌شناسی اختصاص داد. تحلیل عاملی نیز نشان داد که ساکنان این بافت، مولفه ها را در یک ساختار ذهنی یکپارچه (6 عامل) با محوریت سرمایه اجتماعی و کارکرد کالبدی درک می‌کنند. در پردیسان، بالاترین وزن تبیین کنندگی به مولفه های کیفیت فضای سبز و قابلیت پیاده روی اختصاص یافت. تحلیل عاملیِ این بافت، یک ساختار ذهنی متفرق (10 عامل) با محوریت امنیت و جبران نیازهای پایه کالبدی را آشکار کرد. این تفاوت‌ها ناشی از این است که ساکنانِ این محله، به دنبال جبران خلاهای کالبدی هستند، در حالی که در باجک، اولویت، حفظ مزیت های بصری و ارتقاء کیفی محیط های موجود است. نتیجه گیری نهایی تایید می کند که سیاست های طراحی شهری باید براساس الگوی نیاز محله ای هدف گذاری شوند

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

چالش‌های دسترس‌پذیری محل اشتغال برای زنان با استفاده از حمل‌و‌نقل همگانی در شهرهای میانی: مطالعه موردی شهر سنندج

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.89814.1751

غزاله ابراهیمی، شهاب الدین کرمانشاهی، احمدرضا ظالبیان

چکیده زنان به‌دلیل تعدد نقش‌های اجتماعی و خانوادگی، الگوهای سفر پیچیده‌تری دارند؛ ازاین‌رو، ارتقای دسترس‌پذیری شغلی آنان در سیستم حمل‌ونقل شهری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چالش‌های دسترس‌پذیری زنان شاغل به حمل‌ونقل همگانی در شهرهای میانی (مطالعه موردی: سنندج) انجام شد. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران شهری و ۳۰ زن شاغل (در دو گروه کارمندان اداری و فروشندگان) گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی در چارچوب نظری «فشار-کشش-مهار (PPM) تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد ناکارآمدی ناوگان، توزیع ناعادلانه فضایی-زمانی خدمات، ضعف بهداشت و چالش‌های امنیتی، عوامل «فشار» اصلی در فاصله گرفتن زنان از سیستم حمل‌ونقل همگانی موجود هستند. در بُعد «مهار»، تفاوت‌های شغلی-اقتصادی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند؛ زنان کارمند به‌واسطه مهار‌های تثبیت‌کننده‌ای چون در اختیار داشتن خودروی شخصی، پارکینگ محل کار، امکان استفاده از معابر کمربندی و الزام به سفرهای زنجیره‌ای، به استفاده مستمر از خودروی شخصی گرایش دارند. در مقابل، زنان فروشنده به‌دلیل مهارهای بازدارنده‌ای نظیر درآمد پایین و ساعات کاری دوقسمتی و طولانی، غالباً ناچار به اتکا به مسافربرهای شخصی غیررسمی‌اند. در بُعد «کشش»، نتایج حاکی از آن است که سرویس‌های اشتراکی هوشمند به‌دلیل انعطاف‌پذیری، کاهش هزینه و ارتقای امنیت ادراک‌شده، مطلوبیت بالایی برای تغییر شیوه سفر، به‌ویژه در میان زنان فروشنده، دارند. در نتیجه، ارتقای دسترس‌پذیری شغلی زنان مستلزم گذار از رویکرد توسعه کمی ناوگان به‌سوی یکپارچه‌سازی سیستم‌های همگانی با خدمات مکمل و انعطاف‌پذیرِ متناسب با محدودیت‌های اقتصادی و زمانی گروه‌های مختلف است.

شفافیت به مثابه میدان قدرت: مروری سیستماتیک بر نقش اشکال رسمی و غیر رسمی قدرت در حکمروایی شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.92047.1783

شقایق پارسا، غلامرضا لطیفی، ناصر برک پور

چکیده شفافیت به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی حکمروایی شهری معاصر، اغلب در متون سیاست‌گذاری شهری به‌مثابه ابزاری فنی برای ارتقای پاسخگویی و اعتماد عمومی معرفی می‌شود؛ با این حال، نسبت آن با اشکال قدرت به ندرت به‌صورت نظام‌مند تحلیل شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی تأثیر اشکال رسمی و غیررسمی قدرت بر نهادینه‌سازی و اجرای سازوکارهای شفافیت در نظام‌های حکمروایی شهری انجام شده است. این مطالعه با رویکرد مرور سیستماتیک پس از انجام فرایند غربال گری مبتنی بر دستورالعمل پریزما، ۳۶ مقاله را برای انجام فراتحلیل کیفی انتخاب نموده است. یافته‌های تحلیل نشان می‌دهد، شفافیت نه صرفاً یک ابزار فنی برای ارتقای پاسخگویی، بلکه عرصه‌ای منازعه‌آمیز و متأثر از ساختارهای قدرت است. قدرت رسمی از سه مسیر اصلی مقاومت و پنهان‌کاری، کنترل و نظارت و بازتولید و تحکیم عناصر قدرت بر شفافیت تأثیر می‌گذارد و اشکال غیررسمی قدرت نیز با سه نقش؛ فشار اجتماعی، واسطه‌ گری و لابی‌گری در مقابل شفافیت ظاهر می‌شوند. تحلیل پیامدهای این تعاملات، آثاری چون شفافیت صوری، تحریف واقعیت و شکاف میان نظریه وعمل را در نظام های حکمروایی شهری به دنبال دارد. بر این اساس، شفافیت نه یک پدیده خنثی، بلکه عرصه‌ای برای کشمکش اشکال مختلف قدرت است. غلبه رویکردهای مقاومت‌محور و کنترل‌گرایانه قدرت رسمی و دوگانگی نقش قدرت غیررسمی به ظهور «شفافیت نمادین» منجر می‌شود که بیش از آنکه به پاسخگویی بینجامد، نابرابری‌های قدرت را بازتولید می‌کند. از همین رو هرگونه تلاش برای ارتقای شفافیت باید مبتنی بر شناخت دقیق اشکال قدرت و مبتنی بر زمینه‌های فرهنگی، نهادی و سیاسی آن بستر باشد.

برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای

تحلیل تاب‌آوری فضایی شهری در برابر زلزله با تأکید بر شکاف ظرفیت اسکان اضطراری: مطالعه موردی شهر کرمان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/urdp.2026.94301.1803

میترا قربی

چکیده رشد شتابان جمعیت و گسترش بافت‌های فرسوده در شهرهای لرزه‌خیز، ارزیابی توأمان ریسک و تاب‌آوری فضایی را ضروری کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و پهنه‌بندی تاب‌آوری فضایی شهر کرمان در برابر زمین‌لرزه، چارچوبی یکپارچه ارائه می‌دهد که آسیب‌پذیری لرزه‌ای، مواجهه جمعیتی، ریسک فضایی و ظرفیت اسکان اضطراری را هم‌زمان تلفیق می‌کند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، تحلیل فضایی چندمعیاره در بستر GIS با بهره‌گیری از تحلیل سلسله‌مراتبی فازی است. یافته‌ها نشان می‌دهد حدود ۴۹ درصد جمعیت شهر (۲۵۷,۷۸۰ نفر) در پهنه‌های با آسیب‌پذیری زیاد تا کامل سکونت دارند و بیشترین سطوح ریسک در هسته مرکزی، شرق و جنوب‌شرق متمرکز است. وزن‌دهی فازی نشان داد ریسک فضایی (وزن ۰.۶۲) سهم بیشتری نسبت به ظرفیت اسکان اضطراری (وزن ۰.۳۸) در تبیین تاب‌آوری دارد. بر پایهٔ شاخص تاب‌آوری فضایی، حدود ۳۱ درصد مساحت شهر در طبقات بسیار کم و کم و ۴۶ درصد در طبقات زیاد و بسیار زیاد قرار دارد. شکاف برآوردی بین ظرفیت اسکان اضطراری و تقاضای بالقوه، ۴۱,۲۰۴ نفر برآورد شد؛ نقشهٔ شاخص، توزیع این شکاف را به‌صورت الگوی مرکز–پیرامون نشان می‌دهد، به‌گونه‌ای که نواحی مرکزی و تاریخی به دلیل هم‌زمانی فرسودگی کالبدی، تراکم بالای جمعیت و محدودیت ظرفیت پاسخ، پایین‌ترین سطح تاب‌آوری را دارند.شاخص ارائه‌شده، با تلفیق صریح ریسک و ظرفیت پاسخ در یک سنجهٔ واحد و آزمون حساسیت، به شکاف‌های مفهومی، روش‌شناختی و تحلیلی موجود در ادبیات پاسخ می‌دهد و می‌تواند ابزار تصمیم‌یاری برای اولویت‌بندی مداخلات کاهش خطر، بازآفرینی شهری و تخصیص منابع مدیریت بحران در شهرهای تاریخی و لرزه‌خیز باشد.

ابر واژگان

نشریات مرتبط