شفافیت به مثابه میدان قدرت: مروری سیستماتیک بر نقش اشکال رسمی و غیر رسمی قدرت در حکمروایی شهری
https://doi.org/10.22054/urdp.2026.92047.1783
شقایق پارسا، غلامرضا لطیفی، ناصر برک پور
چکیده شفافیت بهعنوان یکی از ارکان کلیدی حکمروایی شهری معاصر، اغلب در متون سیاستگذاری شهری بهمثابه ابزاری فنی برای ارتقای پاسخگویی و اعتماد عمومی معرفی میشود؛ با این حال، نسبت آن با اشکال قدرت به ندرت بهصورت نظاممند تحلیل شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی تأثیر اشکال رسمی و غیررسمی قدرت بر نهادینهسازی و اجرای سازوکارهای شفافیت در نظامهای حکمروایی شهری انجام شده است. این مطالعه با رویکرد مرور سیستماتیک پس از انجام فرایند غربال گری مبتنی بر دستورالعمل پریزما، ۳۶ مقاله را برای انجام فراتحلیل کیفی انتخاب نموده است. یافتههای تحلیل نشان میدهد، شفافیت نه صرفاً یک ابزار فنی برای ارتقای پاسخگویی، بلکه عرصهای منازعهآمیز و متأثر از ساختارهای قدرت است. قدرت رسمی از سه مسیر اصلی مقاومت و پنهانکاری، کنترل و نظارت و بازتولید و تحکیم عناصر قدرت بر شفافیت تأثیر میگذارد و اشکال غیررسمی قدرت نیز با سه نقش؛ فشار اجتماعی، واسطه گری و لابیگری در مقابل شفافیت ظاهر میشوند. تحلیل پیامدهای این تعاملات، آثاری چون شفافیت صوری، تحریف واقعیت و شکاف میان نظریه وعمل را در نظام های حکمروایی شهری به دنبال دارد. بر این اساس، شفافیت نه یک پدیده خنثی، بلکه عرصهای برای کشمکش اشکال مختلف قدرت است. غلبه رویکردهای مقاومتمحور و کنترلگرایانه قدرت رسمی و دوگانگی نقش قدرت غیررسمی به ظهور «شفافیت نمادین» منجر میشود که بیش از آنکه به پاسخگویی بینجامد، نابرابریهای قدرت را بازتولید میکند. از همین رو هرگونه تلاش برای ارتقای شفافیت باید مبتنی بر شناخت دقیق اشکال قدرت و مبتنی بر زمینههای فرهنگی، نهادی و سیاسی آن بستر باشد.












