برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
حسام حسنی پور؛ علی خاکساری رفسنجانی
چکیده
فضاهای عمومی نقش بسزایی در حیات شهرها داشته و در دستیابی شهرها به کیفیت زیست مناسب و توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثرند. برنامهریزی فضاهای عمومی در زمینۀ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی و باتوجه به سنت برنامهریزی متفاوت است. چگونگی تاثیر سنتهای برنامهریزی بر فضاهای عمومی، سوال پژوهش است که درک آن از حلقۀ اتصال دو مفهوم ...
بیشتر
فضاهای عمومی نقش بسزایی در حیات شهرها داشته و در دستیابی شهرها به کیفیت زیست مناسب و توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثرند. برنامهریزی فضاهای عمومی در زمینۀ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی و باتوجه به سنت برنامهریزی متفاوت است. چگونگی تاثیر سنتهای برنامهریزی بر فضاهای عمومی، سوال پژوهش است که درک آن از حلقۀ اتصال دو مفهوم فوق میسر است. "منافع عمومی" که مورد توجه همۀ سنتهای برنامهریزی بوده و با موضوع فضای عمومی همپوشانی دارد، نقطۀ اتصال دو مفهوم فوق است. پژوهش با تحلیلی نظری به معیارهای فضای عمومی و مطالعۀ سنتهای برنامهریزی پرداخته و با استفاده از ماتریسی تقاطعی، سنتهای برنامهریزی را در ارتباط با فضای عمومی مقایسه می کند. این معیارها عبارتند از نقش دولت، عرصۀ عمومی، پویایی، تکثر، اهداف اجتماعی و مشارکت. تفاوتها، ظرفیتها و محدودیتهای سنتهای برنامهریزی، بکارگیری رویکردهای متفاوتی را (عدم کفایت هیچکدام از رویکردها بهتنهایی) برای رسیدن به اهداف اجتماعی میطلبد که با توجه به شرایط و زمینۀ ساختاری تعیین میشود. فضای عمومی با داشتن ویژگیهای چندوجهی، بستر تعاملات اجتماعی و تنوع و تکثر منافع، ارتباط بیشتری با سنتهای برنامهریزی مشارکتی دارد که به اهداف غیرکالبدی و اجتماعی میپردازند. سنت های برنامه ریزی با رویکردهای مشارکتی به گروههای متنوع و اهداف متکثر توجه داشته و شیوههای ارتباطی و مشارکتی را در فرایندهای برنامهریزی بهکار میگیرند. برنامه ریزی شهری در ایران نیازمند تغییر رویکرد به روش های مشارکتی است که در آنها تنوع و پویایی زندگی شهری در فضای عمومی مورد تاکید است.
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
ریحانه آشتیانی؛ مصطفی بهزادفر؛ سید مجید مفیدی شمیرانی
چکیده
با توجه به نقش حیاتی مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی و روانشناختی، این ابعاد کمتر بهصورت جامع و نظاممند موردپژوهش قرارگرفتهاند. با توجه به اهمیت فزاینده ارتقای کیفیت زندگی کودکان، طراحی محلههای پایدار با رویکرد دوستدارکودک اهمیت ویژهای یافته است. این پژوهش باهدف تبیین و اولویتبندی مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی و روانشناختی ...
بیشتر
با توجه به نقش حیاتی مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی و روانشناختی، این ابعاد کمتر بهصورت جامع و نظاممند موردپژوهش قرارگرفتهاند. با توجه به اهمیت فزاینده ارتقای کیفیت زندگی کودکان، طراحی محلههای پایدار با رویکرد دوستدارکودک اهمیت ویژهای یافته است. این پژوهش باهدف تبیین و اولویتبندی مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی و روانشناختی محلههای پایدار با رویکرد دوستدارکودک و ارائه الگویی کاربردی در این حوزه و بهصورت کیفی، با روش توصیفی و با استدلال منطقی انجامشده است؛ در ابتدا با مرور نظاممند متون علمی و منابع معتبر داخلی و بینالمللی، مؤلفههای مرتبط شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش AHP و ازنظر 20 نفر از نخبگان مؤلفهها اولویتبندی شد. درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی نتایج، مؤلفههای کلیدی در سه مقیاس کلانشهری، شهرهای میانی و شهرهای کوچک معرفی شدند. نتایج پژوهش نشان داد مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک شامل آموزش، عدالت، تعامل و مشارکت، دسترسی، رفاه و کیفیت زندگی، انسجام، هویت و حس تعلق، مسئولیت، رویدادمداری، تنوع، ایمنی و امنیت و مؤلفههای روانشناختی نیز شامل ادراک روانی از فضا و محیط، سلامت روانی و عاطفی، تعاملات روانی-اجتماعی، حمایت روانی و اجتماعی، تابآوری روانی ، تحریک ذهنی و یادگیری خلاق، احساس تعلق و معنا و رشد فردی و شخصیتی میباشند که با توجه به نیازهای کودک بازتعریف شدند. این ابعاد به ارتقای کیفیت زندگی کودکان کمک کرده و بستر شکلگیری محلههایی امن برای رشد آنها را فراهم میسازد. الگوی ارائهشده میتواند ابزاری راهبردی برای سیاستگذاران، برنامهریزان و طراحان شهری باشد تا در فرآیند تصمیمگیری به نیازهای کودکان توجه داشته باشند و توسعه پایدار را تحقق بخشند.
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
امان الله بلوچ؛ مهرزاد ابراهیمی؛ هاشم زارع
چکیده
این پژوهش با استفاده از روششناسی ترکیبی (کمی–کیفی) و دادههای پانل، به بررسی تأثیر اقتصاد دیجیتال بر رشد سبز در کلانشهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و کرج در بازه زمانی 2019 تا 2023 میپردازد. نمونهگیری هدفمند و بر اساس دسترسی به دادههای کامل و تنوع جغرافیایی–اقتصادی انجام شده است. دادهها از منابع معتبر شامل مرکز ...
بیشتر
این پژوهش با استفاده از روششناسی ترکیبی (کمی–کیفی) و دادههای پانل، به بررسی تأثیر اقتصاد دیجیتال بر رشد سبز در کلانشهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و کرج در بازه زمانی 2019 تا 2023 میپردازد. نمونهگیری هدفمند و بر اساس دسترسی به دادههای کامل و تنوع جغرافیایی–اقتصادی انجام شده است. دادهها از منابع معتبر شامل مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و سازمان حفاظت محیط زیست گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها با بهرهگیری از مدل Super-SBM برای خروجیهای نامطلوب زیستمحیطی، مدل خودرگرسیون فضایی برای اثرات سرریز مکانی، و رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد که اقتصاد دیجیتال از طریق کاهش ۳۰ درصدی عدم تطابق منابع و افزایش نوآوریهای فناوری سبز بر رشد سبز تأثیرگذار است. مشهد و اصفهان به ترتیب با شاخصهای GGI معادل 1.15 و 1.08 بهترین عملکرد را در این زمینه داشتهاند، در حالیکه تهران به دلیل سهم ۲۵ درصدی صنایع آلاینده، نتوانسته است به پتانسیل کامل خود دست یابد (GGI=0.92). همچنین، توسعه اقتصاد دیجیتال در تهران تأثیر مثبتی بر رشد سبز کرج و اسلامشهر داشته است. برای بهرهبرداری بهینه از مزایای اقتصاد دیجیتال، تدوین برنامههای تحول دیجیتال سبز، ایجاد صندوقهای نوآوری سبز و طراحی چارچوبهای حکمرانی منطقهای پیشنهاد میشود. این نتایج میتوانند راهگشای سیاستگذاران شهری در ایران و کشورهای در حال توسعه باشند و مسیرهای نوینی برای تحقیقات آینده در حوزه فناوریهای نوین ارائه دهند.
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
اکبر طالب پور؛ مهناز کرمی
چکیده
کیفیت فضاهای عمومی شهری در ایران، بهویژه میادین تاریخی، طی دهههای اخیر با بحران مواجه شده است، چون بسیاری از مداخلات صرفاً کالبدی بودهاند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اجرای پروژهها نادیده گرفته شده است که مشکلاتی برای ساکنین،کسبه و استفادهکنندگان از فضا ایجاد نمودهاست. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ...
بیشتر
کیفیت فضاهای عمومی شهری در ایران، بهویژه میادین تاریخی، طی دهههای اخیر با بحران مواجه شده است، چون بسیاری از مداخلات صرفاً کالبدی بودهاند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اجرای پروژهها نادیده گرفته شده است که مشکلاتی برای ساکنین،کسبه و استفادهکنندگان از فضا ایجاد نمودهاست. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح ساماندهی میدان شهرری، بعنوان یکی از میادینی تاریخی و مذهبی تهران، انجام شد. مطالعه از رویکرد ترکیبی کمّی–کیفی بهره برده و دادهها از طریق پرسشنامه (۲۷۰ پاسخدهنده شامل ساکنان، کسبه و استفادهکنندگان از فضا)، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۰ متخصص و مشاهده میدانی گردآوری شد. تحلیل دادهها بر اساس نظریههای ارزیابی تأثیرات اجتماعی ونکلی، حس مکان و تعلق مکانی رلف و توآن، سرمایه اجتماعی پاتنام، عدالت فضایی سوجا و فضاهای عمومی و حیات شهری جاکوبز و ژل انجام شد. یافتهها نشان داد که ساماندهی میدان، علاوه بر بهبود شرایط کالبدی و زیستمحیطی، تأثیرات مثبت محدودی بر حس تعلق، تعاملات اجتماعی و هویت فرهنگی داشته است، اما نابرابری فضایی و برخی نارضایتیهای کسبه نیز به عنوان پیامدهای منفی شناسایی شدند که در میانمدت میتواند باعث افزایش نارضایتی عمومی و برهم خوردن طرح ساماندهی اجراشده شود. توجه به این نتایج ضمن اینکه اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و کالبدی پروژههای بازآفرینی شهری را مورد تأکید قرار میدهد، ارائه راهکارهایی برای تقویت آثار مثبت و کاهش پیامدهای منفی در پروژههای مشابه شهری را ضروری میسازد. از سناریوهای مختلف(تداوم، تغییر و تعدیل وضع موجود) که در مطالعات اتاف بررسی میشوند تعدیل وضع موجود نسخه پیشنهادی محققین میباشد.
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
محمد شالی؛ بابک محرم پور
چکیده
مکانهای سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعهی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. دادهها با پرسشنامهای محققساخته در مقیاس پنجدرجهای ...
بیشتر
مکانهای سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعهی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. دادهها با پرسشنامهای محققساخته در مقیاس پنجدرجهای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده بهصورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیتها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافتهها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفهها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیتها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری میشود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکانهای سوم تأکید دارد.
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای
فرید گنجعلی؛ ایمان قلندریان
چکیده
درک تعامل میان انسان و محیط در زمینه شهرنشینی فزاینده، یکی از چالشهای اصلی در حوزه مطالعات شهری است. این پژوهش با هدف ترسیم ساختار فکری و روندهای نوظهور در حوزه میانرشتهای علوم رفتاری و محیط ساختهشده، از یک رویکرد ترکیبی علمسنجی و تحلیل محتوا بهره میبرد. با تحلیل دادههای کتابشناختی از پایگاههای Scopus و Web of Science از طریق نرمافزار ...
بیشتر
درک تعامل میان انسان و محیط در زمینه شهرنشینی فزاینده، یکی از چالشهای اصلی در حوزه مطالعات شهری است. این پژوهش با هدف ترسیم ساختار فکری و روندهای نوظهور در حوزه میانرشتهای علوم رفتاری و محیط ساختهشده، از یک رویکرد ترکیبی علمسنجی و تحلیل محتوا بهره میبرد. با تحلیل دادههای کتابشناختی از پایگاههای Scopus و Web of Science از طریق نرمافزار VOSviewer و بررسی محتوایی ۵۶ مقاله کلیدی، نقشه جامع این حوزه علمی ترسیم گردید. یافتهها نشان میدهد که پژوهشها عمدتاً بر برنامهریزی شهری (۳۳٪) و طراحی منظر (۲۱٪) متمرکز هستند. دو جریان فکری اصلی و مکمل شناسایی شد: یک جریان متمرکز بر ابعاد «روانشناختی-اجتماعی» رفتار و دیگری متمرکز بر تأثیر «فرم کالبدی و مداخلات برنامهریزانه»، که این دو رویکرد در نشریات مرجعی چون Journal of Cleaner Production و Transportation Research Part A تجلی یافتهاند. نتایج، بیانگر یک گذار پارادایمی از رویکردهای عینیگرایانه به سمت تحلیلهای عملگرایانه و یکپارچه است. این مقاله با شناسایی شکافها و قطبهای پژوهشی، راهنمایی برای مطالعات آتی جهت ارتقای کیفیت فضاهای شهری از طریق مداخلات طراحانه آگاهانهتر ارائه میدهد.