دوره و شماره: دوره 7، شماره 21، تابستان 1401 

مقایسه ی رفتار کاربران در استفاده از دوچرخه های اشتراکی و سایر سیستم های حمل ونقل شهری قبل و بعد از پاندمی کرونا

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.67563.1432

حسن صادقی نائینی، زهرا دهقانی، حمیده ترابی، ناصر کلینی ممقانی، زهرا کاویان

چکیده شیوع کرونا باعث تغییر در سبک زندگی و رفتار مردم شد. این تغییرات در حوزه‌های مختلفی نظیر حمل‌ونقل رخ داد. در زمینه حمل‌ونقل درون‌شهری، گزینه‌های مختلفی شامل سیستم حمل‌ونقل عمومی، شخصی و دوچرخه وجود دارد که کشورهای مختلف رفتارهای متفاوتی در میزان استفاده از آن‌ها قبل و بعد از کرونا داشتند. هدف از این پژوهش، سنجش تأثیر کووید-19 بر استفاده از انواع حمل‌ونقل و مقایسه‌ی آن‌ها باهم می‌باشد. در این پژوهش برای بررسی انواع روش‌های حمل‌ونقل در شیراز و تهران از پرسشنامه لیکرت استفاده شد. شرکت‌کنندگان شامل کسانی بودند که قبل یا بعد از کرونا، از سیستم دوچرخه بیدود استفاده کرده‌اند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از سیستم دوچرخه بیدود در زمان همه‌گیری ویروس کرونا کاهش یافته است. همچنین استفاده از وسایل نقلیه شخصی، افزایش و استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی با کاهش همراه بوده است. در میان انواع وسایل نقلیه در زمان قبل کرونا حمل‌ونقل عمومی و بعد از کرونا حمل‌ونقل شخصی بیشترین استفاده را داشته است.

برنامه‌ریزی برای رقابت‌پذیری شهری در مقیاس منطقه (موردمطالعه: استان مازندران)

صفحه 25-58

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.66316.1412

محمد جواد مقیسه، حسن احمدی، میلاد همافر

چکیده توسعه مبتنی بر مزیت رقابتی یکی ‌از روش­های نوین برنامه­ریزی منطقه­ای است که افزایش بهره‌وری اقتصادی به همراه بهبود کیفیت زندگی در سطح منطقه را فراهم می‌نماید. ‌از رویکردهای تدوین برنامه‌های رقابت‌پذیری‌منطقه‌ای، نظریه مراکز مکمل است که در آن دو یا چند شهر به‌صورت دسته‌جمعی و مبتنی بر پتانسیل­های مکمل یکدیگر برای حرکت به‌سوی توسعه، مورد برنامه‌ریزی قرارگرفته‌اند. ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف اصلی تدوین چارچوبی برای ایجاد یک شبکه شهری رقابت‌پذیر شهری در مقیاس منطقه در پی یافتن شاخص‌های مؤثر بر رقابت‌پذیری شهری در استان مازندران بوده و در تلاش است تا با بهره‌مندی از شاخص‌های به‌دست‌آمده، به چارچوبی کلی برای ایجاد شبکه شهری رقابت‌پذیر در سطح استان دست یابد. تحقیق حاضر از نوع کمی است و از حیث روش در گروه تحقیقات کاربردی طبقه‌بندی می‌شود. برای بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر رقابت‌پذیری شهری در مقیاس منطقه، از روش تحلیل سلسله مراتبی و تکنیک دلفی استفاده می­شود و برای بررسی مزیت رقابتی هر یک از شهرستان‌ها مدل تغییر سهم به کار گرفته می‌شود. در انتها با استفاده از روش تحلیلی سوات نقش شهرستان­های مختلف استان در حوزه­های همگن تدقیق می‌شود که 5 شهرستان نقش کشاورزی، 8 شهرستان نقش خدماتی و 9 شهرستان نقش صنعتی را به‌عنوان نقش اصلی توسعه خود، در راستای رسیدن به یک شبکه مکمل در مقیاس منطقه باید اتخاذ ­نمایند.

شناسایی و اولویتبندی شهرهای مناسب برای ساخت خانههای انرژی صفر با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندشاخصه (موردمطالعه: ایران)

صفحه 59-86

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.65055.1397

عالیه کاظمی، پریچهر نوری، سارا آریایی

چکیده افزایش جمعیت و تقاضای بیشتر در زمینه انرژی، گرم شدن کره زمین و معضلات زیست‌محیطی، جنگل‌زدایی، تخریب لایه ازون و بروز مشکلاتی همچون خشک‌سالی توجه محققان را به روش­هایی جدید برای استفاده از انرژی­های تجدید­پذیر جلب کرده است. احداث ساختمانهای انرژی صفر در شهرهای ایران می­تواند گام بزرگی در پیشروی اقتصادی و کاهش مشکلات آلودگی کلان­شهرها باشد. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت­بندی شهرهای مناسب ایران برای ساخت خانه­های انرژی صفر است. بدین منظور از روش دلفی فازی و روش­های تصمیم­گیری چندشاخصه استفاده شده است. با مصاحبه با متخصصین در زمینه معماری، شهرسازی، مدیریت انرژی و آشنا به احداث ساختمان­های انرژی صفر و با در نظرگرفتن نتایج حاصل از تحقیقات پیشین و همچنین مشخصات شهرهای مختلف، شهرهایی که برای احداث خانه­های انرژی صفر مناسب هستند انتخاب شدند. سپس با استفاده از روش دلفی فازی، شاخص‌های لازم برای اولویت­بندی شهرهای منتخب مشخص‌شده­ و وزن آن‌ها تعیین گردید. پس‌ازآن با استفاده از روش­های مختلف تصمیم­گیری چندشاخصه، شهرها اولویت­بندی شدند. نتایج نشان داد شهرهای یاسوج، شیراز و تبریز و اراک شهرهای مناسبی برای ساخت خانه­های انرژی صفر در ایران هستند.

تأثیرات انتقال سازمان‌های عمومی به نواحی فرسوده شهر به‌مثابه پروژه محرک توسعه

صفحه 87-119

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.66775.1420

هادی برغمدی، فرید ناهید

چکیده اجرای پروژه‌های محرک توسعه در راستای تسریع و تسهیل بازآفرینی بافت‌های نابسامان شهری صورت می‌پذیرد و با اتکا به مشارکت اجتماعی و استفاده از ظرفیت‌های محلی به ثمر می‌رسد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات انتقال سازمان‌های عمومی به بافت فرسوده شهر تهران بوده است که به این منظور تلاش شد با بهره‌گیری از رویکرد ارزیابی تأثیرات و باهدف برآورد تأثیرات ناشی از این اقدام، با استفاده از روش‌های اسنادی و میدانی نخست به گردآوری داده‌ها و اطلاعات پرداخته و درنهایت با بهره‌گیری از فنون متفاوت همچون مطالعات تطبیقی، برآوردی از متغیرها و ذی‌نفعان این اقدام (انتقال سازمان‌های عمومی) ارائه گردد. برای تحقق این هدف علاوه بر مرور پژوهش‌های انجام‌شده، برخی از طرح‌های شهری داخلی و خارجی مرتبط نیز موردبررسی قرار گرفت. مدیران شهری، مسئولان مرتبط، نخبگان و فعالان محلی، بخشی از جامعه آماری این پژوهش بودند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری با این افراد گفتگو شد. درنهایت تأثیراتی در حوزه‌های مختلف اجتماعی (تغییر در متغیرهایی چون تراکم جمعیت، نظارت اجتماعی، امنیت، سبک زندگی، تعارضات اجتماعی، حضور زنان، مهاجرت، کیفیت زندگی و...)، کالبدی (زیرساخت‌ها، ترافیک، فرسودگی بافت، منظر شهری و...)، اقتصادی (بهای املاک، اشتغال‌زایی، کسب‌وکارهای محلی، سرمایه‌گذاری و...) و محیط زیستی بیان و تلاش شد در قالب نظامی از نهادها و سازمان‌هایی که باید در مدیریت پیامدها نقش ایفا نمایند ارائه گردد. در انتها نیز باهدف کاهش آثار منفی پیشنهادهایی ارائه گردید.

روند توسعه فضایی کالبدی حاشیهنشینی و شکلگیری کشمکش‌های ارضی (اتنوگرافی نهادی حاشیه‌نشینی در ناحیه منفصل نایسر شهر سنندج)

صفحه 121-159

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.65073.1398

عثمان هدایت

چکیده ناحیه منفصل شهری نایسر بزرگ‌ترین ناحیه‌ای است که بیشترین میزان جمعیت را در شهر سنندج دارا بوده و به‌موازات آن بیشترین چالش­ها و مسائل را به خود اختصاص داده است. ازجمله این چالش‌ها و مسائل، مسئله مالکیت و مسکن است که علاوه بر برنامه‌ریزان و مسئولان، ساکنان و مالکان اراضی این منطقه را هم درگیر خود کرده است. پژوهش حاضر، با در نظر داشتن نظریه بازآفرینی شهری و روند کنونی درپی تحلیل چگونگی توسعه فضایی_ کالبدی این ناحیه و کشمکش‌های ارضی شکل‌گرفته آن و ارائه حق مالکیت و مسکن به ساکنان این ناحیه است. روش مورداستفاده، روش مردم‌نگاری نهادی بوده که با استفاده از داده‌های مصاحبه‌ی نیمه ساخت­یافته با ٢٥ نفر از مدیران و برنامه‌ریزان شهری و همچنین معتمدین محلی و گردآوری آمار و اطلاعات نهادی مربوط به اقدامات انجام‌شده به وضعیت موجود پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که به سبب قدرت مالکان و بنگاه‌داران و همچنین نهادهایی همچون شهرداری، حاشیه­نشینان در این کشمکش­ها طردشده و مجبور به پذیرش وضع موجود شده‌اند. مقولات روستایی‌بودن زیرساخت‌های شهری، ساخت‌وساز بی‌رویه و قاچاق خدمات شهری، نبود برنامه‌ریزی راهبردی شهری، نبود اعتبارات کافی و عدم تعامل سازمان‌های ذی‌دخل شرایط ناپایداری اجتماعی_ اقتصادی این ناحیه را سبب شده است.

نقش فرهنگِ مذاهب اسلامی در اِنسجام اجتماعی محلات تاریخی با مطالعه موردی محلة سرتپوله سنندج

صفحه 161-191

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.65268.1401

کسری کتاب اللهی، احد نژاد ابراهیمی

چکیده فرهنگ اسلامی، ازجمله مسائل اساسی انسان است که انتظار می­ رود جامعیت قرآن­ کریم و روایات صحیحه، پاسخ مناسبی به آن داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی جنبه­ های تأثیرات فرهنگ اسلامی در روابط اجتماعی ساکنین محلة سرتپوله و بررسی تأثیر عناصر کالبدی با عملکردهای مختلف به‌ویژه ابنیه مذهبی در نوع معاشرت ساکنین می­باشد. نظر به کاسته­ شدن از اهمیت اجتماعی محلات درگذر زمان، هدف پژوهش دستیابی به الگویی جهت ارتقای کیفیات اجتماعی محلات با عناصر انسجام­بخش می­باشد. لذا از روش تحلیل مضمون­ مبنای مبانی­ نظری در حوزة انسجام اجتماعی منطبق بر قرآن کریم، سنت پیامبر (ص) و نهج ­البلاغه، سه مؤلفة حسن­معاشرت عام یا انسجام­ اجتماعی شامل فضیلت، کرامت و مشارکت به دست آمد. ضمن تهیة پرسشنامه منطبق بر مصادیقِ مؤلفه­ های فوق، منطبق بر فرمول کوکران تعداد 100 نفر از ساکنین و کسبة محله به‌عنوان نمونه انتخاب و نتایج حاصله نشان داد که مؤلفه‌های کرامت دارای امتیاز 3.44، فضیلت 3.36 و مشارکت 0.66 می‌باشند. بر اساس استاندارد تحلیل پرسشنامة طیف­ پنجگانة­لیکرت، مؤلفه­ های فضیلت و کرامت در بازة 2 الی 3.5 یعنی بی­اثر و مؤلفة مشارکت در محدودة مخالف بوده و نشانگر این است که ازنظر روابط اجتماعی و حسن­ مشارکت روابط ضعیف مابین همسایگان برقراراست. نهایتاً انسجام اجتماعی در وضعیت نسبتاً مناسبی بوده و پیشنهاد‌هایی ارائه می­گردد.