دوره و شماره: دوره 6، شماره 18، پاییز 1400 

تحولات گفتمانی ابژۀ سیاست‌های مسکن در ایرانِ پس از انقلاب

صفحه 1-37

https://doi.org/10.22054/urdp.2021.64648.1391

معصومه شفیعی، علی اکبر تاج مزینانی، بهرنگ صدیقی

چکیده پژوهش حاضر، با اتخاذ زاویۀ دیدِ دیرینه‌شناسیِ سیاست، به کاوش در فضای گفتمانی‌ای پرداخته است که منجر به پدیداریِ ابژۀ سیاست‌های مسکن پس از انقلاب به‌مثابه تنها ابژۀ ممکن و مطلوب گردیده است، تا از این طریق به درک درستی از قواعدی که بر اجزای پراکندۀ گفتمانِ به پیش برندۀ سیاست‌گذاری مسکن در ایران پس از انقلاب حاکم است، نائل گردد. بدین منظور از ابزار تحلیل گفتمان فوکویی استفاده‌شده است. نتایج، نشانگرِ انحرافی است که در صورت‌بندی ابژۀ سیاست‌های مسکن پس از انقلاب در برنامه‌های توسعه از گفتمانِ مصرح در قانون اساسی رخ داده است، به‌گونه‌ای که طیِ جریانِ حکومتمندشدنِ سیاست‌های مسکن؛ سطوحِ ظهور، مراجع حدگذاری، و چارچوب‌های طبقه‌بندی، شکلی خاص، محدود، و حکومت‌پذیر از ابژه، به‌مثابه انسانی اقتصادی، را دیدنی و رؤیت‌پذیرکردند که منجر به این شد که مسکن از حقی همگانی به امتیازی ویژه بدل شده و از دسترس همگان خارج گردد.

شناسایی و سنجش تغییرات فضایی عوامل مؤثر در شکل‌گیری پهنه‌های فقر (مورد مطالعه: گرگان)

صفحه 39-69

https://doi.org/10.22054/urdp.2021.62006.1359

عامر نیک پور، محمد سلیمانی، مونا غلامی، بهناز محمدیاری

چکیده فقر یکی از مهم‌ترین چالش‌های شهرنشینی است. این پژوهش با هدف تحلیل پراکنش فضایی شاخص‌های فقر در شهر گرگان به نگارش درآمدهاست. داده‌های خام از بلوک‌های آماری سال‌های 1390 و 1395 استخراج‌شده است. برای بی مقیاس سازی شاخص‌ها از روش فازی، برای سنجش فقر از روش تحلیل عاملی و برای تحلیل فضایی از روش خودهمبستگی فضایی موران استفاده شد. طبق نتایج وضعیت برخی از شاخص‌ها ازجمله بار تکفل، بیکاری کل، مساکن استیجاری، میزان سالخوردگی و نسبت طلاق در مقایسه با سال 1390 بدتر شده است. در پهنه‌بندی سال 1390 حدود 32/52 درصد جمعیت و 26/12 درصد مساحت در پهنه فقر قرار داشتند، درحالی‌که این مقدار در سال 1395 به 75/44 درصد جمعیت و 48/22 درصد مساحت افزایش یافت. با مقایسه درصد تغییر هر یک از متغیرهای چهارگانه مشخص شد، بیشترین تغییر مربوط به متغیر خانوار و جمعیت واقع در پهنه خیلی فقیر است که به ترتیب 201 و 183 درصد رشد داشت، و سپس مربوط به خانوار و جمعیت واقع در پهنه فقیر است که به ترتیب 163 و 135 درصد رشد داشت. طبق نتایج مدل موران، فقر شهری در هر دو سال 1390 و 1395 در شهر گرگان از همبستگی فضایی برخوردار است و از الگوی توزیع خوشه‌ای پیروی می‌کند.

تحلیل محتوای متن شهر مبتنی بر کاربست اصطلاحات عامیانه زبان در ارزش‌گذاری محله و مسکن: مورد پژوهی تهران

صفحه 71-95

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.63842.1381

ونداد بنائی کشتان، حسن احمدی، حسین ذبیحی

چکیده زبان و اصطلاحات عامیانه از قدیمی‌ترین عناصر متن شهر هستند. هدف از این پژوهش، استفاده از مفاهیم زبانشناسی و اصطلاحات عامیانه زبان در تحلیل محتوای متن شهر می‌باشد. روش مورداستفاده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی است. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات، 37 مشاور املاک از مناطق 22 گانه تهران به روش نمونه‌گیری در دسترس برای مصاحبه انتخاب شدند. از آنان خواسته شد تا اصطلاحات عامیانه زبان که در مقوله معاملات مسکن و معرفی محلات کاربرد فراوان دارند را بیان کنند. همچنین با مراجعه به آگهی‌های مسکن در سایت‌های اینترنتی دیوار و شیپور و نیز صفحات مشاوران املاک در اپلیکیشن اینستاگرام، اصطلاحات مشابه، استخراج شدند. در ادامه، فرآیند کدگذاری و مقوله‌بندی این اصطلاحات انجام شد، به این صورت که همه اصطلاحاتی که دارای درون‌مایه معنایی مشترک بودند در یک مقوله قرار گرفتند. بر این اساس، 8 مقوله تأثیرگذار بر ارزش‌گذاری مسکن و محله مبتنی بر اصطلاحات عامیانه زبان به دست آمد که به ترتیب درصد تکرار عبارت‌اند از: 1- ویژگی‌های جغرافیایی زمین ساختمان در محله و شهر؛ 2- ویژگی‌های حقوقی؛
3- امکانات رفاهی ساختمان؛ 4- ویژگی‌های طبیعی، اقلیمی و شرایط محیطی ساختمان؛ 5- ویژگی‌های مصالح و عمر بنا؛ 6- ویژگی‌های عامیانه؛ 7- امکانات خدماتی ساختمان؛ و 8- ویژگی‌های مهندسی ساختمان.
ازنظر ارزش‌گذاری مسکن و محله در متن شهر، 5 مقوله تحریف‌شده، نادرست یا بیش از ارزش ذاتی هستند و فقط 3 مقوله دارای ارزش‌گذاری هم‌تراز ارزش ذاتی می‌باشند.

پژوهشی بر جایگاه طبیعت در حس سرزندگی ساکنان در مجتمع‌های مسکونی

صفحه 97-130

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.60316.1318

محمد بهزادپور

چکیده در چند دهه اخیر با افزایش روند شهرنشینی و انبوه‌سازی مسکن در کشور، ایجاد فضای طبیعی در شهرها که از عوامل مؤثر در افزایش سرزندگی ساکنان می‌باشد رنگ باخته است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی جایگاه طبیعت بر سرزندگی ساکنان در مجتمع‌های مسکونی است. چهار مجتمع مسکونی اکباتان در تهران، پردیسان در قم، زیتون در اصفهان و مهرگان در قزوین به‌عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شدند. پژوهش به لحاظ هدف شناختی، روش انجام آن توصیفی - تحلیلی و روش پژوهش تلفیقی از روش کیفی و کمی است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه و مشاهدات میدانی از محل؛ و روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، استفاده از مدل ANP است. پس از شاخص سازی بر اساس نتایج، سرزندگی در مجتمع مسکونی زیتون و اکباتان وضعیت بهتری نسبت به مجتمع مسکونی پردیسان و مهرگان دارد. در مؤلفه‌ها نیز، در مؤلفه کالبدی دو مجتمع اکباتان و زیتون، مؤلفه ادراکی دو مجتمع اکباتان و زیتون، مؤلفه اجتماعی مجتمع زیتون و در مؤلفه‌های بصری و عملکردی نیز اکباتان و مؤلفه زمانی نیز دو مجتمع اکباتان و زیتون بهترین وضعیت را داشته‌اند. در راستای بررسی شاخص طبیعت و تأثیر آن بر سرزندگی مطالعات میدانی از طریق ساکنین با تدوین پرسشنامه انجام شد، بر اساس فرمول کوکران و جدول مورگان 384 پرسشنامه برای هر مجتمع تهیه، سپس شاخص‌های مورد بررسی مورد تحلیل واقع شد خروجی تحلیل بر اساس ضریب آلفای کرونباخ محاسبه‌شده است بر این اساس به ترتیب اکباتان و زیتون، بر اساس میزان فضای سبز و رضایت ساکنین در وضعیت بهتری قرار داند.

تبیین احکام و اخلاق اسلامی در فرآیند تملک اراضی شهر ایرانی- اسلامی

صفحه 131-164

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.60412.1319

کسری کتاب اللهی، اصغر مولایی

چکیده امروزه بخش‌های مهمی از شهرها با نیّات سرمایه‌داری، جهت طرح‌های بزرگ‌مقیاس مورد استفاده قرار می­گیرد. در خلال این طرح‌ها، بسیاری از مردم متضرر می‌شوند. پیامدهای تملک اراضی در بسیاری از طرح‌های توسعه، سبب نارضایتی‌های گسترده‌ای بین ساکنین مناطق در طرح ‌شده­است. همین عامل موجبات تضعیف حق ساکنین و ضررهای مادی و هویتی بسیاری گردیده و مشکلات عدیده‌ای را رقم‌زده است. لذا ضروری می‌نماید این مقوله از منظر دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ضمن مطالعة منابع علمی و نصوص دینی، ذیل مفهوم شهر ایرانی-اسلامی، 3 بُعد فقهی، حقوق شهروندی و اخلاقی، مورد بررسی قرار می‌گیرد. سؤال اصلی پژوهش این است که "جایگاه اصول فقهی، اخلاقی و قواعد آن با تأکید بر مفهوم تملک در پروژه‌های توسعة شهری کدام است؟". نتایج پژوهش نشان داد قواعد تسلیط، لاضرار و مصلحت یکی از مهم‌ترین اصول فقهی است که رعایت آنها باید در شهرسازی اسلامی ایران در جهت تحکم بنیان خانواده، ثبات مالکیت، احترام به شهروندان موردتوجه قرار گیرد. در همین راستا مفاهیم شهرسازی­اسلامی باید به‌عنوان یک ضرورت در قوانین مرتبط با شهر گنجانده شود. عدم روزآمدی تعدادی از قوانین کشور و تفسیر نادرست از مصلحت جمعی در طرح‌های بزرگ‌مقیاس که بیشتر با نیات اقتصادی و شهوات سیاسی اجرا می‌گردد، ازجمله دلایل وجود مشکلات در حوزة تملک اراضی است.

تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی با رویکرد عصر دیجیتال

صفحه 165-191

https://doi.org/10.22054/urdp.2022.61652.1351

یاسمن نزیمی، کاوه تیمورنژاد، کرم اله دانش فرد

چکیده بهره‌گیری از قابلیت‌های بی‌شمار فناوری در عرصۀ مدیریت شهری نیز، پیامدهای شگرفی به همراه دارد و توسعۀ آن در قالب خدمات هوشمند شهرداری‌ها، نیازمند مدیریت عملکرد درست منابع انسانی است. با توجه به ورود به عرصه انقلاب چهارم و توسعه پارادایم جدید به نام مدیریت منابع انسانی دیجیتال، حوزه‌های مختلف فرایند مدیریت منابع انسانی، ازجمله مدیریت عملکرد منابع انسانی، می‌بایست بر اساس این نوع رویکرد بازنگری و به‌روز شوند. بنابراین، این پژوهش با هدف تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی در شهرداری تهران با توجه به الزامات شهر دیجیتال به انجام رسید. با توجه به پیش‌فرض فلسفی فرا اثبات‌گرا، روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است چرا که هدف آن توسعه یک دانش کاربردی در حوزه مدیریت منابع انسانی است. کلیه مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شهرداری تهران به‌عنوان جامعه در نظر گرفته شدند و از میان آنها، 210 نفر بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پرسشنامه‌ای بسته و محقق ساز مشتمل بر 16 گویه به‌عنوان ابزار اصلی جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. جهت انجام تجزیه‌وتحلیل‌های توصیفی و استنباطی، از نرم‌افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. سرانجام، نتایج تحقیق منجر تبیین الگوی مدیریت عملکرد منابع انسانی در شهرداری تهران با توجه به الزامات شهر دیجیتال شامل پنج بعد و شانزده مؤلفه شد و روابط فرضی الگو در یک جامعه وسیع مورد آزمون و تأیید قرار گرفتند.